شمارهٔ ۷۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به رحمت و لطف خسروا (شاه) اشاره میکند و از او درخواست میکند که سایهای بر سرش افکند. او میخواهد از فیض و کرم شاه بهرهمند شود و به مقامات عالیتری دست پیدا کند. شاعر در آرزوی دیدار شاه از شهر ری به ساوه و از سوی دیگر به فاریاب است، تا نشان دهد که در تلاش است از نعمتهای شاه بهرهمند شود. این شعر حاوی احساس انتظار و امید به دریافت رحمت و لطف از طرف شاه است.
خسروا!ابر رحمت تو کجاستتا ز فیضش به فتح باب رسم
هوش مصنوعی: ای خسرو! کجا آمده است ابر رحمت تو که برکت آن باعث گشایش در کارهایم شود؟
سایه ای بر سرم فکن به کرمتا ز رفعت بر آفتاب رسم
هوش مصنوعی: بر سرم سایهای بیفکن به لطف و مهربانیات، تا بتوانم از بلندی به خورشید نزدیک شوم.
چون من از فاریاب مسکن خویشسوی این مرتفع جناب رسم
هوش مصنوعی: من از دیاری که در آن زندگی میکنم به سمت این مکان بلند و مرتفع میروم.
چشم دارم که با بضاعت فضلاز سخای تو در نصاب رسم
هوش مصنوعی: چشمی دارم که با حداقل تواناییام از بخشش تو بهرهمند شوم و در کنار آن به خوبی و شایستگی خودم را نشان دهم.
تا تو از شهر ری به ساوه رسیمن ازین سو به فاریاب رسم
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو از شهر ری به ساوه برسی، من نیز از این طرف به فاریاب میرسم.