شمارهٔ ۹۷
هوش مصنوعی: شعر به ستایش مقام و عظمت خدایگان اکابر، بهاء دولت دین میپردازد و از او خواسته میشود که به سروری و بزرگی بپردازد. شاعر ابراز میکند که محبت و امیدش به او آمیخته با زندگیاش شده و نمیتواند از این احساس کناره گیری کند. همچنین از دولت و حکمت او نیکوکارانه امید دارد و توصیه میکند که در بین غم و شادی، از مستی بپرهیزد و عقل را مد نظر داشته باشد. در پایان، به جاودانگی عمر او اشاره شده و امید به ملاقات در آخر عمر بیان میشود.
خدایگان اکابر بهاء دولت دینتو را رسد به جهان سروری و سر داری
هوش مصنوعی: ای بزرگان و نیکان، بهاء دولت دین تو به زودی به مقام فرمانروایی و سربلندی در جهان میرسد.
من از هوای تو خو باز چون توانم کرد؟که با حیات من آمیخته ست پنداری
هوش مصنوعی: چطور میتوانم از آزادی و راحتی تو دل بکنم، در حالی که حس میکنم زندگیام به شدت به تو وابسته است؟
کلاه گوشه حکم تو از طریق نفاذربوده از سر گردون کلاه جباری
هوش مصنوعی: در اینجا به قدرت و سلطهای اشاره شده که بهوسیلهی حکمت و تدبیر به دست آمده است. به نوعی، بیانگر این است که مدیریتی قوی و حکیمانه، از آسمان و عالم بالا نشأت میگیرد و بر سر کسانی که قدرت را در دست دارند، سایه میافکند. این قدرت به گونهای است که مانند کلاهی بر سر آنان است و با خود آرامش و نفوذ میآورد.
به دولت تو سزدگر امیدوار شومکه شاید ار به جوانان امیدها داری
هوش مصنوعی: به خاطر موفقیت و قدرت تو امیدوار میشوم که شاید تو به جوانان امیدی داشته باشی.
نشاط کن غم مستی مخور که گاه طرباگر چه مست نمایی به عقل هوشیاری
هوش مصنوعی: شادی کن و غصه نخور؛ چون گاهی اوقات حتی اگر به ظاهر شاد و سرمست به نظر بیایی، در باطن باید هوشیار و با عقل باشی.
دوام عمر تو باشد که آخرش نبودسزد که کار مرا آخری به دیداری
هوش مصنوعی: عمر تو باید طولانی باشد، اما در نهایت نباید به این نتیجه برسیم که کار من به دیدار تو ختم شود.