شمارهٔ ۱۰۰
هوش مصنوعی: این شعر به نقد دنیا و ارزشهای آن میپردازد. شاعر میگوید که هیچچیز در دنیا آنقدر ارزشمند نیست که انسان بتواند به خاطر آن خود را سرافراز بداند. او بر اهمیت علم و عمل تأکید میکند و از کسی که تنها به نعمتهای ظاهری مینازد، انتقاد میکند. شاعر همچنین به انسانهایی اشاره میکند که از هنر و استعداد خود بهره نمیبرند و از آن غافلند. او هشدار میدهد که در مواجهه با دیگران و در برقراری ارتباط، باید به حقوق و مظالم دیگران توجه کافی داشته باشیم و از این مسائل غافل نشویم. در نهایت، شاعر یک گفتار تلخ را به عنوان نصیحتی برای اصلاح خود به شنونده ارائه میدهد.
بزرگوارا دنیا ندارد آن عظمتکه هیچکس را زیبد بدان سرافرازی
هوش مصنوعی: ای بزرگوار، دنیا آنقدر ارزشمند نیست که کسی سزاوار افتخار و سربلندی در آن باشد.
شرف به علم و عمل باشد و تو را همه هستبدین نعیم مزور چرا همی نازی؟
هوش مصنوعی: شرافت در علم و کردار است و تو که همه چیز داری، چرا در این نعمت فریبنده مغروری؟
ز چیست کاهل هنر را نمی کنی تمییز؟تو نیز نه به هنر در زمانه ممتازی؟
هوش مصنوعی: چرا در شناخت هنر احساس تنبلی میکنی؟ آیا تو هم در این زمانه از نظر هنری برجسته نیستی؟
به سوی من تو به بازی نگه مکن که ز علمدلم به گیسوی حوران همی کند بازی
هوش مصنوعی: به من زل نزن و با نگاهت بازی نکن، چون دل من با گیسوی زیبای دختران بهشتی سرگرم است.
اگر چه تلخ بود یک سخن ز من بشنوچنانک آن را دستور حال خودسازی
هوش مصنوعی: اگرچه کلامی که میزنم ممکن است ناخوشایند باشد، اما به دقت گوش کن و سعی کن آن را به وضعیت خود تعمیم دهی و از آن بهرهبرداری کنی.
تو این سپر که ز دنیا کشیده ای در رویبه روز عرض مظالم چنان بیندازی
هوش مصنوعی: تو این حفاظی که از دنیای زشت به دور خود کشیدهای، در روزِ عرضهی ظلمها، چنان به نمایش میگذاری.
که از جواب سلامی که خلق را بر توستبه رد مظلمه دیگری نپردازی
هوش مصنوعی: اگر کسی به تو سلام میکند، نباید از پاسخ به او صرفنظر کنی و به مشکلات یا مسائل دیگر بپردازی.