شمارهٔ ۴۸
هوش مصنوعی: در این ابیات شاعر احساسات درونی خود را با تصاویری از آتش و شمع توصیف میکند. او به شدت از درد و رنج درونی رنج میبرد و میگوید که همچون شمعی که میسوزد، از دلش آتش برمیخیزد. جانش نزدیک به لبانش است و زبانش تاب بیان این احساس را ندارد. در نهایت، او اشاره میکند که این آتش دلش به قدری شدید است که به نوعی به آب شدن و تسکین در دهانش میانجامد.
چو شمع تنم ز دل به جان می آیدجانم به لب از تاب زبان می آید
هوش مصنوعی: بدن من مانند شمعی است که از شدت درد دلم در حال ذوب شدن است و جانم به لب رسیده و هر لحظه ممکن است حرفی از زبانم بیرون بیافتد.
زین آتش دل خوشم چنان می آیدکز آتش آب در دهان می آید
هوش مصنوعی: این دل آتشین مرا چنان خوشحال میکند که انگار از آتش، آب در دهانم میریزد.