بخش ۱۲ - حکایت
هوش مصنوعی: این شعر به بیان فلسفهای در مورد زندگی و دنیای مادی پرداخته است. شاعر از زنی صاحب دل سخن میگوید که خانهای برای خود ساخته است. کسی به او میگوید که میتواند بهتر از این خانه بسازد، اما او پاسخ میدهد که همین برای او کافی است و نیازی به خانهای بزرگتر ندارد. او به نوعی پایداری در زندگی و عدم وابستگی به زرق و برق دنیا را نشان میدهد و به دیگران نیز هشدار میدهد که نباید در مسیر زندگی خود جزئیات بیاهمیت را در نظر بگیرند، زیرا در نهایت هیچکس نمیتواند از موانع و مشکلات زندگی رهایی یابد. اصل این شعر نگاه عمیقتری به مفهوم رضایت و کمال در زندگی دارد.
شنیدم که صاحبدلی نیکمردیکی خانه بر قامت خویش کرد
هوش مصنوعی: شنیدم که فردی با تقوا و نیکو در جستجوی حقیقت، خانهای برای خود بنا کرد که نماد وجود و وجودش باشد.
کسی گفت میدانمت دسترسکز این خانه بهتر کنی، گفت بس
هوش مصنوعی: کسی به او گفت که میداند میتواند از این خانه بهتر بیرون برود، او صرفاً پاسخ داد که در این باره دیگر صحبت نکنید.
چه میخواهم از طارم افراشتن؟همینم بس از بهر بگذاشتن
هوش مصنوعی: من چه آرزویی از بلندای طارم دارم؟ همین که بتوانم از آن عبور کنم برایم کافی است.
مکن خانه بر راه سیل، ای غلامکه کس را نگشت این عمارت تمام
هوش مصنوعی: ای غلام، خانهات را در کنار راه سیل نساخت، زیرا هیچکس نتوانسته است این بنا را بهطور کامل بسازد.
نه از معرفت باشد و عقل و رایکه بر ره کند کاروانی سرای
هوش مصنوعی: با دانش و تفکر نمیتوان به تنهایی بر راه دشواری قدم گذاشت، زیرا این کار نیاز به زحمت و تلاش مشترک دارد.