بخش ۲ - گفتار اندر فضیلت خاموشی
هوش مصنوعی: این شعر به مسألهی گفتار و سکوت و اهمیت آن در زندگی میپردازد. شاعر به این نکته اشاره میکند که انسانها باید در اعمال و سخنان خود دقت کنند. او تأکید میکند که صدای کم و گفتار سنجیده بهتر از پرگویی و بیپروایی است. همچنین، انسان دانا باید از غیبت و شایعات دوری کند و رازهای درون خود را محفوظ نگه دارد. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره دارد که گاهی سکوت و عدم بیان حقایق، به بهتر شدن وضعیت کمک میکند و شناخت عمیق از خود، رمز موفقیت است.
اگر پای در دامن آری چو کوهسرت ز آسمان بگذرد در شکوه
اگر مثل کوه گوشه گیری کنی و یک جا ثابت و ساکت بنشینی در شکوه و سربلندی به بالاترین مقام دست پیدا میکنی. (پای در دامن آوردن کنایه از گوشه گیری و سکوت است.)
زبان درکش ای مردِ بسیاردانکه فردا قلم نیست بر بیزبان
زبان درکشيدن: کنايه از خاموش شدن، سکوت کردن / فردا: روز قيامت / بی زبان: شخص ساکت و کم سخن (اينجا) لال / نبودن قلم بر کسی: کنايه از مورد بازخواست قرار نگرفتن کسی. معنی: ای انسان آگاه سکوت اختيار کن زيرا که در روز قيامت، بی زبان از نظر گفتار بازخواست و مواخذه نخواهد شد.
صدفوار گوهرشناسانِ رازدهان جز به لؤلؤ نکردند باز
انسان های آگاه فقط موقع گفتن سخنان با ارزش دهان باز می کنند همان طور که صدف فقط موقع بيرون آوردن مرواريد دهان باز می کند.
فراوانسخن باشد آکندهگوشنصیحت نگیرد مگر در خموش
شخص پر حرف، گوشش سنگين و ناشنوا است و فرصت شنيدن سخنان ديگران را ندارد و نصيحت فقط در انسان خاموش و ساکت تأثير دارد. آکنده گوش: ناشنوا
چو خواهی که گویی نفس بر نفسحلاوت نیابی ز گفتارِ کس
اگر بخواهی پيوسته و دم به دم سخن بگويی و پرحرفی کنی، بی شک نصيحت و شیرینی سخن ديگری را نخواهی شنيد.
نباید سخن گفت ناساختهنشاید بریدن نینداخته
نبايد نسنجيده و بدون فکر سخن گفت. همان طور که بدون اندازه گرفتن، بريدن پارچه شايسته نيست.
تأمّلکنان در خطا و صواببه از ژاژخایانِ حاضرجواب
خاييدن: جويدن/ ژاژ : گياهی بی مزه و خاردار که شتر آن را از زمين می کند و می جود و نمی تواند آن را نرم کند. / ژاژ خاييدن: کنايه از بيهوده سخن گفتن / معنی: کسانی که در خوب و بد و يا درست و نادرست بودن سخن خود درنگ و انديشه می کنند بهتر از ياوه گويان حاضر جواب هستند.
کمال است در نفسِ انسان سخُنتو خود را به گفتار ناقص مکُن
اگر چه سخن گفتن نشانه ی کمال انسان است. پس تو خود را با پر حرفی و سخن نسنجيده، بی ارزش و خوار مکن. / گفتار: در اينجا منظور پرحرفی و سخن نسنجيده است.
کمآواز هرگز نبینی خجلجوی مشک بهتر که یک توده گل
هرگز شخص کم حرف و سنجيده گوی را خجل نمی بينی همان طور که يک ذره مشک معطر بهتر از يک توده گل بی ارزش است.
حذر کن ز نادانِ دهمَردهگویچو دانا یکی گوی و پرورده گوی
از افراد نادان پر حرف که به اندازه ی ده تن حرف می زنند دوری کن، مثل افراد دانا کم گوی و گزيده گوی.
صد انداختی تیر و هر صد خطاستاگر هوشمندی یک انداز و راست
بسيار حرف زدی و پرگويی کردی و تمام آن ها خطا و اشتباه بود. اگر انسان دانایی هستی، کلامت را کوتاه ولی درست بيان کن.
چرا گوید آن چیز در خفیه مردکه گر فاش گردد شود رویزرد؟
چرا انسان در نهان حرفی را به زبان بیاورد که اگر آشکار شود باعث شرمندگی و سرافکندگی او شود؟
مکن پیشِ دیوار غیبت بسیبود کز پسش گوش دارد کسی
حتی در کنار ديوار هم از کسی غيبت و بدگويی نکن، زیرا ممکن است که کسی پشت ديوار، مخفیانه به سخنان شما گوش دهد.
درونِ دلت شهربند است رازنگر تا نبیند درِ شهر باز
سِرّ و راز در درون تو زندانی است، مواظب باش تا با حرف زدن بی جا راز دلت آشکار نشود.
از آن مردِ دانا دهاندوختهاستکه بیند که شمع از زبان سوختهاست
انسان دانا به این علت سکوت کرده است که می بيند شمع به خاطر زبانه های آتش خود دارد میسوزد.