بخش ۲۱ - گفتار اندر پرورش زنان و ذکر صلاح و فساد ایشان
هوش مصنوعی: این متن به بررسی ویژگیها و اهمیت زن در زندگی مردان میپردازد. شاعر از زن خوب و پارسا تمجید میکند و او را به عنوان یار و همیار مرد درویش معرفی میکند. تأکید بر این است که اگر زن نیکو و خوشحالت باشد، زندگی مرد به خوبی پیش خواهد رفت. همچنین، زن باید از زشتیها دوری کند و در معاشرتها با دیگران عفت و وقار را حفظ کند.
شاعر به مشکلات ناشی از داشتن زن بدخُو اشاره میکند و میگوید که یک زن بد میتواند زندگی را به جهنم تبدیل کند. او از اهمیت وفاداری و صداقت در رابطه اشاره میکند و زن را به عنوان ناز و نعمت زندگی به تصویر میکشد. در پایان، شاعر به این نکته اشاره دارد که در انتخاب همسر باید دقت کرد و از انتخاب زن بد اجتناب کرد. در نهایت، مضمون اصلی این شعر تأکید بر تأثیر مثبت و منفی زنان در زندگی مردان است.
زنِ خوبِ فرمانبَرِ پارساکُنَد مَردِ درویش را پادشا
هوش مصنوعی: زنی نیکو و خداشناس میتواند مرد فقیر را به شخصیتی محترم و برجسته تبدیل کند.
برو پنج نوبت بزن بر دَرَتچو یاری موافق بود در بَرَت
هوش مصنوعی: به سراغ کسی برو و چند بار بر در خانهاش بزن، اگر دوست و یاوری خوب در کنار او باشد.
همهْ روز اگر غم خوری، غمْ مَدارچو شب غمگُسارت بُوَد در کنار
هوش مصنوعی: اگر هر روز غم و اندوه داشته باشی، نباید آن را در دل نگهداری، چون شبها یار غمخوار تو در کنار توست.
کرا خانه، آباد و، همخوابه، دوستخدا را به رحمت نظر سوی اوست
هوش مصنوعی: هر کس که خانهاش خرم و در کنار دوستانش زندگی خوشی دارد، مورد رحمت خداوند قرار میگیرد.
چو مَستور باشد زن و خوبرویبه دیدارِ او در بهشت است شُوی
هوش مصنوعی: اگر زنی با جمال و زیبایی پنهان باشد، شوهرش در بهشت به دیدار او خواهد رفت.
کسی برگرفت از جهانْ کامِ دل،که یکدل بود با وی آرامِ دل
هوش مصنوعی: کسی که از دنیا خواستههایش را به دست آورد، آن کسی است که با او همدل و همزبان بود و این همدلی باعث آرامش دلش شد.
اگر پارسا باشد و خوشسَخُننگه در نکوییّ و زشتی مَکُن
اگر زنی نیکوکار و خوشزبان باشد،او را بپذیر و به چهره خوب یا معمولی او توجه نکن
زنِ خوشمَنِش، دلنشانتر که خوبکه آمیزگاری بپوشد عیوب
هوش مصنوعی: زن مهربان و نیکسیرت، اگر محبت و زیبایی را در دل داشته باشد، عیوب دیگران را آسانتر میتواند بپوشاند و نادیده بگیرد.
ببرد از پریچهرهٔ زشتخویزنِ دیوسیمایِ خوشطبع، گوی
هوش مصنوعی: با چهرهٔ زیبا و دلنواز، بدیها و زشتیهای زن-like را از خود دور کن.
چو حلوا خورَد سرکه از دستِ شُوینه حلوا خورد سرکهاندودهروی
هوش مصنوعی: وقتی کسی چیزی را به خوبی و لذت بخورد، نمیتوان انتظار داشت که دیگران از آن خوشایند بخورند. اگر سرکهای که طعمی تلخ و ترش دارد، به دست کسی باشد، دیگران که از شیرینی حلوا لذت میبرند، نمیتوانند از طعم تلخ سرکه خوششان بیاید.
دلارام باشد زنِ نیکخواهولیکن زن بد، خدایا پناه!
هوش مصنوعی: یک زن خوب میتواند آرامشبخش باشد، اما اگر زن بدی باشد، خداوند به ما پناه بده!
چو طوطی کلاغش بُوَد همنفسغنیمت شمارَد خلاص از قفس
هوش مصنوعی: اگر طوطی همسایهاش کلاغ باشد، باید این را غنیمت بشمارد و از قفس رهایی یابد.
سر اندر جهان نِه به آوارگیوگرنه، بنِه دل به بیچارگی
هوش مصنوعی: در زندگی، تنها در جستجوی دلیلی برای سرگردانی نیستم، وگرنه دلم را به حالتی از درماندگی و بیچارگی نخواهم سپرد.
تهیپایْ رفتنْ بِه از کفشِ تَنگبلایِ سفر، بِه که در خانهْ جنگ
هوش مصنوعی: بهتر است انسان بدون راحتی و امکانات حرکت کند تا در جایگاه و شرایط آزاردهنده بماند. سفر کردن حتی با سختی، بهتر از آن است که در جایی ناآرام و پر از مشکل بمانیم.
به زندانِ قاضی گرفتار بِهکه در خانه دیدن بر ابرو گره
هوش مصنوعی: اگر در تنگناها و مشکلاتی مانند زندان قرار بگیری، بهتر است به جای اینکه در جستجوی عشق و زیبایی باشید، بر روی واقعیتهای زندگی تمرکز کنید.
سفر، عید باشد بر آن کدخدایکه بانویِ زشتش بود در سرای
هوش مصنوعی: سفر به عید برای آن شخص خوشبخت است که همسر نازیبای او در خانهاش باشد.
درِ خرمی بر سرایی ببندکه بانگِ زن از وی برآید بلند
هوش مصنوعی: در جایی خوش و خرم زندگی کن که صدای شاد و سرزنده از آنجا بلند شود و همه آن را بشنوند.
چو زن راهِ بازار گیرد، بزنوگرنه تو در خانه بنشین چو زن!
اگر رفت و آمد زن به بیرون از خانه و بازار زیاد شد، او را کتک بزن. وگرنه به جای زنت باید در خانه بنشینی.
اگر زن ندارد سوی مَرد، گوشسَراویلِ کُحلیش در مَرد پوش
هوش مصنوعی: اگر زنی در کنار مردی نیست، او باید از خود را به بهترین شکل نشان دهد و زیباییاش را پنهان نکند.
زنی را که جهل است و ناراستیبلا بر سرِ خود، نه زن خواستی
هوش مصنوعی: زنی که نادانی و بیراستیش برای خودش مشکل ایجاد کرده، شایسته انتخاب نیست.
چو در کیله یک جو امانت شکستاز انبارِ گندم فرو شوی دست
هوش مصنوعی: اگر در یک کیسه، یک جو امانت را بشکنید، دستتان به انبار گندم نرود.
بر آن بنده، حق نیکویی خواسته استکه با او دل و دستِ زن راست است
هوش مصنوعی: خداوند خیر و خوبی را برای کسانی خواسته است که دل و دستشان به سوی او دراز است و در خدمت او هستند.
چو در رویِ بیگانه خندید زندگر، مَرد گو لافِ مَردی مزن
هوش مصنوعی: اگر زن بیگانهای به تو لبخند زد، به مرد دیگری نگو که خود را مردی نشان بده.
زنِ شُوخ چون دست در قلیه کردبرو گو بنه پنجه بر رویِ مَرد
هوش مصنوعی: زنی شوخ و بازیگوش وقتی دستش را به غذا داخل کرد، به همسرش گفت که پنجهاش را روی صورت مرد بگذارد.
ز بیگانگان چشمِ زن کور بادچو بیرون شد از خانه، در گور باد
هوش مصنوعی: بهتر است که از بیگانگان دوری کنیم و برای آنها چشم بر هم نگذاریم، زیرا وقتی از خانه بیرون میرویم، ممکن است به خطر بیفتیم و دچار آسیب شویم.
چو بینی که زن پایبرجایْ نیستثبات، از خردمندی و رای نیست
وقتی می بینی زن سر به راه نیست، باقی ماندن در این وضع عاقلانه نیست.
گریز از کفش در دهانِ نهنگکه مُردن بِه از زندگانی به ننگ
هوش مصنوعی: بهتر است از خطرات بزرگ و تهدیدهای جدی دوری کنیم، زیرا مرگ بهتر از زندگی با شرم و رسوایی است.
بپوشانش از چشمِ بیگانه رویوگر نشنود، چه زن آنگه چه شوی!
صورت او را از دید بیگانگان بپوشان و اگر حرف تو را نشنود، دیگر چه زنی و چه شوهری!
زنِ خوبِ خوشطبع رنج است و باررها کن زنِ زشتِ ناسازگار
هوش مصنوعی: زن مهربان و خوش اخلاق، خوشی و آرامش را به ارمغان میآورد و با او بودن، سختیها را فراموش میکنی. اما زن بدخلق و ناسازگار، تنها زحمت و دردسر را به همراه دارد.
چه نغز آمد این یک سخن زآن دو تنکه بودند سرگشته از دستِ زن
هوش مصنوعی: این جمله به زیبایی اشاره دارد به یک صحبت یا نظر جالب و هوشمندانه که از دو نفر مطرح شده است، این دو نفر در وضعیت ناامیدی و سردرگمی بودند و دلیل این سردرگمی آنها به خاطر ارتباطشان با زنان است.
یکی گفت : «کس را زنِ بد مباد»دگر گفت : «زن در جهانْ خوَد مباد!»
یک نفر گفت: «کاش هیچ کسی را زن بد نصیب نشود» و دیگری گفت: «کاش هیچ زنی در جهان نبود!»
زنِ نو کن ای دوست هر نوبهارکه تقویمِ پاری نیاید به کار
هر بهاری که میآید، زنی نو و تازه برای خود برگزین، زیرا تقویم پارسال به کار سال جدید نمیآید.
کسی را که بینی گرفتارِ زنمکن سعدیا، طعنه بر وی مزن
اگر کسی را دیدی که گرفتار مشکلات «زن داشتن» شده، سعدی جان، به او خرده نگیر و طعنه نزن.
تو هم جَور بینی و بارش کشیاگر یک سَحَر در کنارش کشی
به محض آنکه از یک زن کام بستانی، تو هم سختی ها و چالش هایش را خواهی چشید.