بخش ۲۲ - حکایت
هوش مصنوعی: در این شعر، جوانی از مشکلات و ناملایمات زندگیاش به پیرمردی شاکی است و احساس سنگینی بار و سختی کار را بیان میکند. پیرمرد به او نصیحت میکند که تحمل کند و نگران نباشد، زیرا صبر و شکیبایی همیشه ارزشمند است. او اشاره میکند که در زندگی، ممکن است روزها سخت و شبها راحت باشد، و تحمل سختیها در کنار لذتها ضروری است. همچنین به جوان یادآوری میکند که مانند درختی که میوهاش را میدهند و در عوض خارهایش را هم باید تحمل کند، باید در زندگی نیز درکنار خوشیها، رنجها را نیز بپذیرد و تحمل کند.
جوانی ز ناسازگاریِ جُفتبِرِ پیرمردی بنالید و گفت
هوش مصنوعی: جوانی به خاطر ناسازگاری و مشکلاتی که با همسرش داشت، نزد یک پیرمرد شکایت کرد و گلایه کرد.
گرانباری از دست این خصمِ چیرچنان میبرم کآسیاسنگِ زیر
هوش مصنوعی: من باری سنگین از وجود این دشمن ماهر را به دوش میکشم، مانند سنگی که زیر آب است و در زیر فشار قرار دارد.
به سختی بنه گفتش، ای خواجه، دلکس از صبر کردن نگردد خجل
هوش مصنوعی: با سختی و زحمت به او گفت: ای آقا، دل هیچکس از صبر کردن شرمنده نمیشود.
به شب سنگ بالایی ای خانهسوزچرا سنگ زیرین نباشی به روز؟
هوش مصنوعی: در شب تاریک و هولناک، ای ویرانگر خانه، چرا در روز روشن و آرام، به پشتیبانی و سکونت در زیر نیستی؟
چو از گُلبنی دیده باشی خوشیروا باشد اَر بارِ خارش کِشی
هوش مصنوعی: وقتی زیبایی را در گلها دیدهای، جایز است که خوشحال باشی حتی اگر درد و مشکلاتی را هم تحمل کنی.
درختی که پیوسته بارَش خوریتحمل کن آنگه که خارَش خوری
هوش مصنوعی: درختی که همواره میوههایش را میخوری، باید تحمل کنی زمانی که نیز خارهایش را میزنی.