بخش ۱۲ - حکایت
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به انتقاد از کبر و غرور میپردازد. او داستانی از فردی مست که به خود میبالد را روایت میکند و به او هشدار میدهد که نباید بر دیگران طعنه بزند. جوانی به پیرمرد میگوید که باید شکر نعمتها را به جا آورد و از خودبزرگبینی پرهیز کند. شاعر تأکید میکند که انسان نباید به غیر تکیه کند و باید شکرگزار نعمتها باشد، زیرا تقدیر میتواند به سرعت تغییر کند و خود او هم به سختی بیفتد. در نهایت، نتیجه میگیرد که توکل به خدا و شکرگزاری از نعمتها باید سرلوحه زندگی هر فردی باشد.
فقیهی بر افتاده مستی گذشتبه مستوری خویش مغرور گشت
هوش مصنوعی: فقیهی که در حال مستی بود بر حالتی که به طور پنهانی به سر میبرد، عبور کرد و به خاطر حالش دچار خودشیفتگی و غرور شد.
ز نخوت بر او التفاتی نکردجوان سر برآورد کای پیرمرد
هوش مصنوعی: جوان که به خاطر غرور و خودبینیاش سرش را بالا میکند، به پیرمرد توجهی نمیکند.
برو شکر کن چون به نعمت دریکه محرومی آید ز مستکبری
هوش مصنوعی: بهتراست از نعمتها سپاسگزاری کنی، زیرا وقتی که از این نعمتها محروم شوی، تنها زخمخوردهی خودخواهی و تکبر خواهی بود.
یکی را که در بند بینی مخندمبادا که ناگه درافتی به بند
هوش مصنوعی: اگر کسی را دیدی که در زندان است، بر او نخند، زیرا ممکن است ناگهان خودت در شرایط مشابهی قرار بگیری.
نه آخر در امکان تقدیر هستکه فردا چو من باشی افتاده مست؟
هوش مصنوعی: آیا ممکن است که در آینده روزی مثل من، به خواب و مست و غرق در دلخوشی باشند؟
تو را آسمان خط به مسجد نوشتمزن طعنه بر دیگری در کنشت
هوش مصنوعی: آسمان برای تو نشانههایی فرستاده که تو باید در مسجد با آنها ارتباط برقرار کنی، پس بهتر است به دیگران طعنه نزنی و در مکان مقدست به فکر خودت باشی.
ببند ای مسلمان به شکرانه دستکه زنار مغ بر میانت نبست
هوش مصنوعی: ای مسلمان، برای سپاسگزاری از اینکه دستت به زنجیر عقاید باطل نیفتاده، خود را محدود کن و از محرمات دوری کن.
نه خود میرود هر که جویان اوستبه عنفش کشان میبرد لطف دوست
هوش مصنوعی: هر که به دنبال او باشد، با تلاش خود به جایی نمیرسد؛ بلکه محبت دوست او را بدون زحمت به مقصد میرساند.
نگر تا قضا از کجا سیر کردکه کوری بود تکیه بر غیر کرد
هوش مصنوعی: بنگر که سرنوشت از کجا شروع به حرکت کرد که شخصی که کور است بر چیز دیگری تکیه کرده است.