غزل شمارهٔ ۱۲
هوش مصنوعی: این شعر از سعدی به زیبایی عشق و وصل به دوست را توصیف میکند. شاعر به این حقیقت میپردازد که مانند او کسی به وصال دوست نمیرسد و ضعف او را در برابر کمال دوست حمل میکند. او حسرت میخورد که چشمش چگونه زیبایی دوست را میبیند، و همچنان به وفای خویش پایبند است، چون پروانهای که به شمع مرتبط میشود و جانش را فدای نور میکند.
سعدی در این شعر به روزهداری به عنوان وسیلهای برای رسیدن به شب قدر و وصال دوست اشاره میکند و وارد شدن به این حال را دور از هوای نفس میداند. او میگوید که اگر دوست جانش را بخواهد، حاضر است برای او ایستادگی کند و حتی در برابر دشمنان نمیتواند در مورد حال دوست شکایتی کند. در نهایت، شاعر اشاره میکند که همه عالم را به خاطر خیال دوست به هم دوخته و عشق او را برتر از هر چیز دیگر میداند.
آن به که چون منی نرسد در وصال دوستتا ضعف خویش حمل کند بر کمال دوست
هوش مصنوعی: بهتر است که کسی مانند من به وصال معشوق نرسد، زیرا او نمیتواند ضعف خود را در برابر کمال معشوق تحمل کند.
رشک آیدم ز مردمک دیده بارهاکاین شوخ دیده چند ببیند جمال دوست
هوش مصنوعی: من بارها احساس حسادت میکنم به مردمک چشم که این چشم شاداب چقدر میتواند زیبایی دوست را ببیند.
پروانه کیست تا متعلق شود به شمعباری بسوزدش سبحات جلال دوست
هوش مصنوعی: کیست که به شمع تعلق بگیرد و در کنار نور آن بسوزد، تا زیباییهای جلال معشوقش را تجربه کند؟
ای دوست روزهای تنعم به روزه باشباشد که در فتد شب قدر وصال دوست
هوش مصنوعی: ای دوست، روزهایی که در خوشی و نعمت سپری میشود، روزهداری کن تا شاید در شب قدر به وصال دوست نائل شوی.
دور از هوای نفس، که ممکن نمیشوددر تنگنای صحبت دشمن، مجال دوست
هوش مصنوعی: دور بودن از خواستههای نفسانی باعث میشود که در شرایط دشوار و تحت فشار، نتوانیم از بودن در کنار دوستان لذت ببریم.
گر دوست جان و سر طلبد ایستادهایمیاران بدین قدر بکنند احتمال دوست
هوش مصنوعی: اگر دوست جان و سر را بخواهد، ما ایستادهایم و دوستان تا این حد برای دوست احتمال را میپذیرند.
خرم تنی که جان بدهد در وفای یاراقبال در سری که شود پایمال دوست
هوش مصنوعی: آدمی که در راه محبت و وفاداری به معشوق جانش را فدای او کند، خوشبخت است، حتی اگر تقدیرش به گونهای باشد که زیر پاهای یار قرار گیرد.
ما را شکایتی ز تو گر هست هم به توستدر پیش دشمنان نتوان گفت حال دوست
هوش مصنوعی: اگر از تو شکایتی داریم، به خود تو مربوط میشود. در مقابل دشمنان نمیتوانیم حال دوستان را به زبان بیاوریم.
بسیار سعدی از همه عالم بدوخت چشمتا مینمایدش همه عالم خیال دوست
هوش مصنوعی: سعدی به شدت به معشوقش دل بسته و از هر طرف به او مینگرد، تا جایی که همه چیز را در عالم فقط از منظر دوست میبیند و فقط او را میبیند.