غزل شمارهٔ ۱۸
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی مفهوم واقعی انسانیت میپردازد و تأکید میکند که ارزش انسان به جسم و ظاهر او نیست، بلکه به روح و انسانیت او وابسته است. انسانی که تنها به احساسات و نیازهای حیوانی خود توجه دارد، در واقع از درک حقیقت و مقام واقعی آدمیت عاجز است. شاعر به ما میآموزد که باید به دنبال فضائل انسانی باشیم و از غرق شدن در خواستههای دنیوی پرهیز کنیم. انسان واقعی کسی است که به سمت خداوند و حقیقت برود و نه کسی که به ظواهر و تمایلات زودگذر دنیا دل ببندد.
تن آدمی شریف است به جان آدمیتنه همین لباس زیباست نشان آدمیت
شرافت تن آدمی بخاطر نفس آدمیت هست والا تن و بدن ما ربطی به آدمیت نداره
اگر آدمی به چشم است و دهان و گوش و بینیچه میان نقش دیوار و میان آدمیت
اگر آدمی فقط به ظاهر و اعضای ظاهری خود مانند چشم، دهان، گوش و بینی محدود باشد، چه تفاوتی میان او و میان حیوانات وجود دارد؟
خور و خواب و خشم و شهوت شغب است و جهل و ظلمتحیوان خبر ندارد ز جهان آدمیت
نیازهای اولیه مانند خوردن، خوابیدن، خشونت و شهوت، غرایزی هستن که انسانها ، آنها رو بجای عقل خود قرار می دهند، بدین خاطر انسانها از عالم آدمیت که بر اساس عقل و خرد ساخته میشه، خبر ندارند
به حقیقت آدمی باش وگر نه مرغ باشدکه همین سخن بگوید به زبان آدمیت
به راستی انسان باش وگرنه مانند طوطیای خواهی بود که همین حرفها را به زبان انسانها تکرار میکند.
مگر آدمی نبودی که اسیر دیو ماندیکه فرشته ره ندارد به مکان آدمیت
چرا اسیر تمایلات پست دنیوی و رذایل اخلاقی ماندی در حالی که آدم بودی و میتوانستی به درجه ای برسی که حتی فرشتگان هم توان رسیدن به آن را ندارند؟
اگر این درندهخویی ز طبیعتت بمیردهمه عمر زنده باشی به روان آدمیت
اگر ستیزه جوئی و تکبر رو از خود دور کنی و آدم شوی به تو روح(بدنی از جنس نور) عطا می شود که در اینصورت به زندگی جاودانه می رسی
رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیندبنگر که تا چه حد است مکان آدمیت
اگر آدم شویم و به ما نور عطا شود از جنس خدا می شویم و نزد پروردگار خواهیم رفت ، پس ببین قرب و شان آدمی تا چه حد است
طیران مرغ دیدی، تو ز پایبند شهوتبه در آی تا ببینی طیران آدمیت
اگر پرواز پرندهای را دیدی، از وابستگی به خواستهها و تمایلات نفسانی رها شو تا توانایی پرواز انسانیت را ببینی.
نه بیان فضل کردم که نصیحت تو گفتمهم از آدمی شنیدیم بیان آدمیت
هوش مصنوعی: من نه به خاطر نشان دادن خوبیهای خودم صحبت میکنم، بلکه در حقیقت نصیحت تو را بیان کردم، و این کلام را از انسانها آموختهام.