غزل شمارهٔ ۶۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به تفکر در مورد لذتهای زودگذر و شهوت نفس میپردازد. او میگوید که اگر انسان بفهمد لذت واقعی در ترک لذتهای مادی نهفته است، دیگر به دنبال خواستههای نفسانی نخواهد رفت. او به این نکته اشاره میکند که اگر دروازهای به آسمان باز باشد، روح انسان میتواند به سفرهای معنوی برود، اما باید از دام شهوت رهایی یابد.
شاعر همچنین میگوید که لذتهای دنیوی در نهایت بیمقدارند و اگر انسان قدر موقعیتهای خود را بداند، هیچ چیز ارزشمندتر از زندگیاش نیست. او به خواننده توصیه میکند که وقت خود را هدر ندهد و زبانش را بهطور درست و بهموقع به کار گیرد. در نهایت، شاعر با اشاره به تلخیهایی که در طول زندگیاش تجربه کرده، یادآور میشود که نام او به خاطر شیرینزبانی معروف شده است.
اگر لذت ترک لذت بدانیدگر شهوت نفس، لذت نخوانی
هوش مصنوعی: اگر متوجه شوی که ترک لذتها چه شادی و رضایتی به همراه دارد، دیگر به شهوات نفسانی به چشم لذت نگاه نخواهی کرد.
هزاران در از خلق بر خود ببندیگرت باز باشد دری آسمانی
هوش مصنوعی: اگر هزاران در به روی مردم ببندی، اما اگر در آسمانی باز باشد، به همان اندازه میتوانی از آن عبور کنی.
سفرهای عِلْوي کند مرغ جانتگر از چنبر آز بازش پرانی
هوش مصنوعی: اگر روح تو از قید و بندهای آز و نفس راحت شود، سفرهای معنوی و بالندگی روحانی را تجربه خواهد کرد.
ولیکن تو را صبر عنقا نباشدکه در دام شهوت به گنجشک مانی
هوش مصنوعی: اما تو قدرت صبر کردن مانند پرندهای نادر را نداری، پس در دام خواستهها و شهوتها گرفتار خواهی شد و مانند گنجشکی در آنجا خواهی ماند.
ز صورت پرستیدنت میهراسمکه تا زندهای ره به معنی ندانی
هوش مصنوعی: از چهره محبوبت ترس دارم، چرا که تا زمانی که زندهای نمیتوانی به حقیقت و معنا پی ببری.
گر از باغ انست گیاهی برآیدگیاهت نماید گل بوستانی
هوش مصنوعی: اگر در دل باغی گیاهی رشد کند، آن گیاه میتواند زیبایی باغ را به نمایش بگذارد.
دریغ آیدت هر دو عالم خریدناگر قدر نقدی که داری بدانی
هوش مصنوعی: اگر ارزش واقعی چیزی که در دست داری را بشناسی، هرگز از دست دادن آن را نخواهی پذیرفت؛ حتی اگر همه دنیا را در عوض آن بدهند.
به ملکی دمی زین نشاید خریدنکه از دور عمرت بشد رایگانی
هوش مصنوعی: نباید برای لحظهای از زندگیات چیزی را بخری که به زودی به پایان میرسد و در واقع بیارزش است.
همین حاصلت باشد از عمر باقیاگر همچنینش به آخر رسانی
هوش مصنوعی: اگر عمرت را به چنین حالتی به پایان برسانی، تنها همین نتیجه را حاصل خواهی کرد.
بیا تا به از زندگانی به دستتچه افتاد تا صرف شد زندگانی
هوش مصنوعی: بیا ببینیم در زندگی چه چیزهایی به دست آوردی، چرا که عمرت به این شکل سپری شده است.
چنان میروی ساکن و خواب در سرکه میترسم از کاروان باز مانی
هوش مصنوعی: تو به آرامی و به طرز عجیبی حرکت میکنی، طوری که در ذهنت خواب و آرامش حاکم است. این موضوع باعث میشود من نگران شوم که مبادا از گروه و کاروان باقی بمانی.
وصیت همین است جان برادرکه اوقات ضایع مکن تا توانی
هوش مصنوعی: این توصیه برادر این است که تا جایی که میتوانی، وقت خود را هدر ندهی.
صدف وار باید زبان دَرکشیدنکه وقتی که حاجت بود دُر چکانی
هوش مصنوعی: باید مانند صدف زبان خود را حفظ کنی تا زمانی که به آن نیاز پیدا کردی، به آرامی و با احتیاط از آن استفاده کنی.
همه عمر تلخی کشیدهست سعدیکه نامش برآمد به شیرین زبانی
هوش مصنوعی: سعدی تمام عمرش را با تلخیها گذرانده، اما به خاطر شیرین زبانیاش معروف شده است.