قصیدهٔ شمارهٔ ۳ - در ستایش اتابک مظفرالدین سلجوقشاه
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوق و درد و رنج عشق صحبت میکند. شاعر به توصیف چهره زیبا و ویژگیهای ظاهری محبوب خود میپردازد و از تأثیر عمیق او بر دل و جانش میگوید. او به نوعی احساس ناتوانی در برابر زیبایی معشوق را بیان میکند و از این میگوید که هیچ کس نمیتواند در برابر چنین زیبایی مقاومت کند. همچنین به مسائلی مانند عشق، غم و استقامت نیز اشاره کرده و در نهایت دعا و آرزو برای خوبی و برکت برای دوستان و نیکوکاران را مطرح میکند. شاعر احساس خود را از عشق و جذابیت همراه با درد و انتظار به تصویر میکشد.
آن روی بین که حسن بپوشید ماه راوآن دام زلف و دانهٔ خال سیاه را
هوش مصنوعی: به آن چهره نگاه کن که زیباییاش ماه را تحتالشعاع قرار داده و آن دمی که با زلفهایش و نقطهی سیاه خال، زیبایی خاصی دارد.
من سرو را قبا نشنیدم دگر که بستبر فرق آفتاب ندیدم کلاه را
هوش مصنوعی: من دیگر سرو را با قبا نمیبینم، چرا که بر سرش کلاهی نمیگذارند و مثل آفتاب درخشان نیست.
گر صورتی چنین به قیامت برآورندفاسق هزار عذر بگوید گناه را
هوش مصنوعی: اگر روز قیامت فردی با این چهره نمایان شود، شخص گناهکار هزاران بهانه برای توجیه خطاهایش خواهد آورد.
یوسف شنیدهای که به چاهی اسیر مانداین یوسفیست بر زنخ آورده چاه را
هوش مصنوعی: یوسف را میشناسی که به خاطر حسادت برادرانش به چاه افتاد و در آنجا گرفتار شد، این شخص هم به چاهی از مشکلات و پر دردسر گرفتار شده که بر گردنش بار سنگینی گذاشته است.
با دوستان خویش نگه میکند چنانکسلطان نگه کند به تکبر سپاه را
هوش مصنوعی: دوستیها را به خوبی و با احترام حفظ میکند، مانند این که یک سلطان با arrogans به ارتش خود نگهداری میکند.
در هر قدم که مینهد آن سرو راستینحیف است اگر به دیده نروبند راه را
هوش مصنوعی: هر بار که آن جوانمرد قدم برمیدارد، جای نگرانی است اگر کسی نتواند زیبایی او را در نظر بگیرد و راه را ببیند.
من صبر بیش از این نتوانم ز روی اوچند احتمال کوه توان بود کاه را؟
هوش مصنوعی: من دیگر نمیتوانم بیشتر از این صبر کنم، زیرا چه توقعی میتوان داشت که کوه توانایی تحمل کاه را داشته باشد؟
ای خفته، کآه سینهٔ بیدار نشنویعیبش مکن که درد دلی باشد آه را
هوش مصنوعی: ای کسی که خوابیدهای، چون آه و درد دل من را نمیشنوی، به عیب من نپرداز. زیرا این درد دل، نشانهٔ احساسی عمیق است.
سعدی حدیث مستی و فریاد عاشقیدیگر مکن که عیب بود خانقاه را
هوش مصنوعی: سعدی میگوید که دیگر از داستانهای مستی و عشق و شیفتگی سخن نگو، زیرا این کار باعث میشود که خانقاه (محل عبادت و زهد) به جایگاه ناپسندی تبدیل شود.
دفتر ز شعر گفته بشوی و دگر مگویالا دعای دولت سلجوقشاه را
هوش مصنوعی: دفتر شعر را کنار بگذار و دیگر چیزی نگو، جز دعای خیر برای دولت سلجوقشاه.
یارب دوام عمر دهش تا به قهر و لطفبدخواه را جزا دهد و نیکخواه را
هوش مصنوعی: خداوندا، عمر یار را طولانی کن تا او بتواند به بدخواهان با قهر و به نیکوکاران با لطف پاداش بدهد.
واندر گلوی دشمن دولت کند چو میخفراش او طناب در بارگاه را
شیخ اجلّ در امتداد دو بیت پیشین، دعا میکند و میگوید که یارب به سلجوقشاه فرصتی ده تا به دست خدمتگزاران خود، دشمنان دولتش را از دشمنیورزیدن بازبدارد. دعاییست برای پیروزی شاه مذکور بر دشمنان خود به دست خدمتگزارانش، با استفاده از کنایت میخ در گلو و طناب دور گردن.