قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰ - در نصیحت و ستایش
هوش مصنوعی: این اشعار از سعدی پیامهایی عمیق درباره ناپایداری دنیا و اهمیت نیکوکاری دارند. شاعر به این موضوع اشاره میکند که جهان و زندگی بر باد است و تنها چیزی که باقی میماند یاد نیک آدمی است. او تأکید میکند که زندگی دنیوی مانند خانهای عاریتی است که بر سر راه طوفانها قرار دارد و نباید به لذتهای زودگذر دنیا دل بست.
سعدی همچنین به اهمیت نیکوکاری و دعا برای دیگران میپردازد و بیان میکند که انسان باید در زندگی خود به دنبال نیکی باشد و از این طریق در یاد دیگران باقی بماند. در نهایت، او هشدار میدهد که غفلت از انجام کارهای نیک میتواند به حسرت و عذاب منجر شود. این اشعار دعوت به هوشیاری و عمل به نیکی در زمان حیات هستند.
جهان بر آب نهادهست و زندگی بر بادغلام همّت آنم که دل بر او ننهاد
هوش مصنوعی: زندگی همچون دمی بر روی آب معلق است و من کسی هستم که دل و امیدم را به چیزی جز این دنیا نبستهام.
جهان نماند و خرّم روان آدمییکه باز ماند از او در جهان به نیکی یاد
هوش مصنوعی: جهان نمیماند و تنها روح انسان خوشحال و شاداب است که از او در این دنیا به خوبی یاد میشود.
سرای دولت باقی نعیم آخرت استزمین سخت نگه کن چو مینهی بنیاد
برای ساخت خانه نگاه کن که زمینی که در آن میخواهی خانه بسازی سفت و سخت باشد. زمین دنیا سفت نیست، زمین آخرت سفت است. خانهات را آنجا بساز.
کدام عیش در این بوستان؟ که باد اجلهمی برآورد از بیخ قامت شمشاد
هوش مصنوعی: کدام لذت و شادی در این باغ وجود دارد؟ وقتی که باد مرگ به ریشههای قامت شمشاد آسیب میزند و آن را از جا میکند.
وجود عاریتی خانهایست بر ره سیلچراغ عمر نهادهست بر دریچهٔ باد
هوش مصنوعی: وجود موقتی انسان مانند خانهای است که در مسیر سیل قرار دارد و نور زندگی فقط به اندازهی نوری که از پنجرهای به درون میتابد، به آن راه یافته است.
بسی برآید و بی ما فرو رود خورشیدبهارگاه و خزان باشد و دی و مرداد
هوش مصنوعی: خورشید در فصل بهار و پاییز به ندرت ظاهر میشود و بیشتر وقتها بدون ما غروب میکند، در حالی که فصلهای سرد و گرم به ترتیب دی و مرداد هم از راه میرسند.
بر این چه میگذرد دل منه که دجله بسیپس از خلیفه بخواهد گذشت در بغداد
هوش مصنوعی: این دل من چه احساسی دارد وقتی میبیند که دجله (رودخانهای در بغداد) پس از دورهی خلافت و در این شرایط، همچنان به جریان خود ادامه میدهد.
گرت ز دست برآید چو نخل باش کریمورت ز دست نیاید چو سرو باش آزاد
هوش مصنوعی: اگر میتوانی به دیگران کمک کنی و بخشنده باشی، مانند درخت نخل کریم و سخاوتمند باش. اما اگر نمیتوانی به کسی کمک کنی، همچون درخت سرو آزاد و مستقل باش.
نگویمت به تکلّف فلان دولت و دینسپهر مجد و معالی جهان دانش و داد
هوش مصنوعی: نیا، به خاطر زحمتهای فلان حکومت و اعتقاداتی که در آسمان جا دارد، از من نپرس که عظمت و فضیلتهای جهانی که دانش و انصاف را در خود دارد، چیست.
یکی دعا کنمت بیرعونت از سر صدقخدات در نفس آخرین بیامرزاد
هوش مصنوعی: به خاطر صداقت و خلوص نیتت، برای تو دعا میکنم که در لحظه آخر زندگیات، خداوند تو را ببخشد و مورد رحمت قرار دهد.
تو آن برادر صاحبدلی که مادر دهربه سالها چو تو فرزند نیکبخت نزاد
هوش مصنوعی: تو آن برادر با استعدادی هستی که مادر زمانه در طول سالها، فرزندی مانند تو را به دنیا نیاورده است.
به روزگار تو ایام دست فتنه ببستبه یمن تو در اقبال بر جهان بگشاد
هوش مصنوعی: در زمان تو، روزگار پر از آشفتگی و فتنه آرام شد و به لطف وجود تو، درها به روی دنیا باز گشت و اوضاع به سامان درآمد.
دلیل آنکه تو را از خدای نیک افتدبس است خلق جهان را که از تو نیک افتاد
هوش مصنوعی: دلیل اینکه تو از جانب خداوند مورد رحمت قرار میگیری، همین کافی است که خلق و خوی جهان به خاطر تو خوب و نیکو شده است.
بسی به دیدهٔ حسرت ز پس نگاه کندکسی که برگ قیامت ز پیش نفرستاد
هوش مصنوعی: کسی که در زندگیاش از کارهای نیک و صالح غافل مانده و آمادهی روز قیامت نشده است، بنابراین در آن روز به حسرت به وضعیت خود نگاه میکند و از گذشتهی خود احساس پشیمانی میکند.
همین نصیحت من پیش گیر و نیکی کنکه دانم از پس مرگم کنی به نیکی یاد
هوش مصنوعی: این توصیه من را به خاطر بسپار و کار نیک انجام بده، چون میدانم بعد از مرگم به خوبی از من یاد خواهی کرد.
نداشت چشم بصیرت که گرد کرد و نخوردببرد گوی سعادت که صرف کرد و بداد
هوش مصنوعی: کسی که بینش کافی ندارد، نمیتواند از فرصتهای زندگی به درستی بهرهبرداری کند و در نتیجه، شانس و سعادت را از دست میدهد.