قصیدهٔ شمارهٔ ۵۱ - پند
هوش مصنوعی: این شعر نغز و عمیق به موضوع گذر زمان و بیاعتباری دنیا و نیز خودشناسی میپردازد. شاعر از فردی میخواهد که به خواب و غفلتش پایان دهد و واقعیتهای زندگی را دریابد. او به این فرد یادآوری میکند که با وجود پیری، هنوز به رفتارهای کودکانه و بازیگوشانه ادامه میدهد و از خودش غافل است. همچنین بر این نکته تأکید میشود که کبر و خودپسندی نادرست است و فرد باید به ارزش درونی خود پی ببرد. در نهایت، شاعر به دلایل شکسته شدن عهدها و بیثمری دعاهای بدون عمل اشاره میکند و به اهمیت عملگرایی و خودشناسی در زندگی اشاره مینماید. با ذکر حالاتی از زندگی بشر و مقایسهی آنها، شاعر دعوت میکند تا به حقیقت وجود خود توجه کنیم و از دنیا و مادیات دوری گزینیم.
ای که پنجاه رفت و در خوابیمگر این پنج روزه دریابی
هوش مصنوعی: ای کسی که پنجاه سال از عمرت گذشت و در خواب و غفلت به سر میبری، آیا نمیتوانی در این پنج روز باقی مانده چیزی از حقیقت را درک کنی؟
تا کی این باد کبر و آتش خشمشرم بادت که قطرهٔ آبی
تا چه زمانی این غرور و خشم تو همچنان ادامه دارد؟ شرم کن چراکه از قطره آبی ناچیز خلق شدهای
کهل گشتی و همچنان طفلیشیخ بودی و همچنان شابی
هوش مصنوعی: تو پیر شدی ولی هنوز مانند یک کودک هستی، در دوران جوانی همچنان مانند یک جوان بیپروا و سرزنده باقی ماندهای.
تو به بازی نشسته و ز چپ و راستمیرود تیر چرخ پرتابی
هوش مصنوعی: تو در حال بازی هستی و تیر پرتابی از سمت چپ و راست به سمتت میآید.
تا درین گله گوسفندی هستننشیند فلک ز قصابی
هوش مصنوعی: تا زمانی که در این گله گوسفندانی وجود دارد، آسمان از کشتن و کباب کردن دست نمیکشد.
تو چراغی نهاده بر ره بادخانهای در ممر سیلابی
هوش مصنوعی: تو مثل چراغی هستی که در مسیر باد قرار گرفتهای، مانند خانهای که در کنار جریانی از سیلاب است.
گر به رفعت سپهر و کیوانیور به حسن آفتاب و مهتابی
هوش مصنوعی: اگر به بلندی آسمان و ستارگان اشاره کنی یا به زیبایی خورشید و ماه پرداخته باشی،
ور به مشرق روی به سیاحیور به مغرب رسی به جلابی
هوش مصنوعی: اگر به سمت شرق بروی، به گشت و گذار خواهی پرداخت و اگر به سمت غرب بروی، به خوشی و لذت خواهی رسید.
ور به مردی ز باد درگذریور به شوخی چو برف بشتابی
هوش مصنوعی: اگر به مردی مانند باد بگذری، یا به شوخی و مانند برف سریع بروی، تأثیر تو کم خواهد بود.
ور به تمکین ابن عفانیور به نیروی ابن خطابی
هوش مصنوعی: اگر به اطاعت و فرمانبرداری ابن عفان معتقد باشی و یا به قدرت و قوت ابن خطاب ایمان داشته باشی، در هر صورت بر تو فرض است که در مسیر راست قدم برداری.
ور به نعمت شریک قارونیور به قوت عدیل سهرابی
هوش مصنوعی: اگر تو مهر و محبت و ثروت قارون را داشته باشی یا به قدرت و نیروی سهراب برسید، باز هم در نهایت اهمیت واقعی عشق و محبت است که در زندگی شما وجود دارد.
ور میسر شود که سنگ سیاهزر صامت کنی به قلابی
هوش مصنوعی: اگر بتوانی سنگ سیاهی را به طلا تبدیل کنی، آن را به طریقی چنگ بزن.
ملکالموت را به حیله و زورنتوانی که دست برتابی
هوش مصنوعی: فردی نمیتواند ملک الموت را با فریب یا قدرت از انجام وظیفهاش بازدارد.
منتهای کمال، نقصانستگل بریزد به وقت سیرابی
هوش مصنوعی: به اوج کمال که برسیم، نشانهای از نقص و کاستی است. مانند این که گل در زمان سیرابی و سرسبزی بریزد. این نشاندهنده این است که حتی در بهترین شرایط نیز چیزی از دست میرود یا نقصی وجود دارد.
تو که مبدا و مرجعت اینستنه سزاوار کبر و اعجابی
هوش مصنوعی: تو که اصل و سرمنشأت این است، نباید به خودت ببازی و متکبر باشی.
خشت بالین گور یاد آورای که سر بر کنار احبابی
هوش مصنوعی: خاکی که زیر سر گذاشتی، یادآور این است که در کنار دوستانت استراحت میکنی.
خفتنت زیر خاک خواهد بودای که در خوابگاه سنجابی
هوش مصنوعی: در آیندهای که زیر خاک خواهی بود، ای کسی که در خوابهایی همچون خواب سنجاب به سر میبری.
بانگ طبلت نمیکند بیدارتو مگر مردهای نه در خوابی
هوش مصنوعی: صدای طبل تو فقط وقتی به گوش میرسد که تو مردهای و در خواب عمیق نیستی.
بس خلایق فریفتست این سیمکه تو لرزان برو چو سیمایی
هوش مصنوعی: این دنیا بسیار فریبنده است و انسانها به راحتی تحت تأثیر زیباییهای ظاهری قرار میگیرند، بنابراین مانند نقرهای که بر اثر لرزش خود میدرخشد، باید هوشیارانه و با دقت در مورد آنچه میبینیم، عمل کنیم.
بس جهان دیده این درخت قدیمکه تو پیچان برو چو لبلابی
هوش مصنوعی: این درخت قدیمی تجربیات زیادی از زندگی را با خود دارد و تو نیز مانند یک لبلاب به دور آن میپیچی و از آن درس میگیری.
بس بگردید و بس بخواهد گشتبر سر ما سپهر دولابی
هوش مصنوعی: بس گشت و گذار کرده و درخواست کرده، بر ما سرنوشت در حال چرخش است.
تو ممیز به عقل و ادراکینه مکرم به جاه و انسابی
هوش مصنوعی: تو با عقل و درک خود شناخته میشوی نه با افتخارات و نسبتهای خانوادگیات.
تو به دین ارجمند و نیکونامنه به دنیا و ملک و اسبابی
هوش مصنوعی: تو به ارزشهای بزرگ و نام نیک توجه کن، نه به ثروت و اموال دنیوی و وسایل مادی.
ابلهی صد عتابی خاراگر بپوشد خریست عتابی
هوش مصنوعی: اگر فردی نادان هر چقدر هم که بر او خرده بگیرند و شکایت کنند، در واقع همانند یک الاغ است که آن انتقادات را نمیفهمد و واکنشی نشان نمیدهد.
نقش دیوار خانهای تو هنوزگر همین صورتی و القابی
هوش مصنوعی: تصویر و نشانههای وجود تو هنوز بر روی دیوار خانهات باقی مانده است، چه همانطور که هستی و چه با اسمهای دیگر.
ای مرید هوای نفس حریصتشنه بر زهر همچو جلابی
هوش مصنوعی: ای شاگرد، توجه کن که نفس تو همچون کسی است که با ولع و تشنگی به سراغ زهر میرود، در حالی که همچون مگس به جلاب میزند.
قیمت خویشتن خسیس مکنکه تو در اصل جوهری نابی
هوش مصنوعی: خودت را دست کم نگیر، زیرا تو در واقع دارای ارزشی بینظیر و عظیم هستی.
دست و پایی بزن به چاره و جهدکه عجب در میان غرقابی
هوش مصنوعی: تلاشی کن و اقدام کن برای حل مسائل، چون در شرایط دشوار و بحرانی قرار داری.
عهدهای شکسته را چه طریقچاره هم توبتست و شعابی
هوش مصنوعی: برای جبران و اصلاح عهدهای شکسته، فقط تو میتوانی راهی بیابی تا زندگی را دوباره روشن کنی.
به در بینیاز نتوان رفتجز به مستغفری و اوابی
هوش مصنوعی: انسان نمیتواند به جایی برود که به کمک نیاز نداشت، جز به کسی که از خدا عفو و بخشش میطلبد و در تلاش است تا به سوی او بازگردد.
تو در خلق میزنی شب و روزلاجرم بینصیب ازین بابی
هوش مصنوعی: تو در زندگی، پیوسته در حال تلاش و کوشش هستی و به همین خاطر از این موضوع بیخبر و بینصیب ماندهای.
کی دعای تو مستجاب کندکه به یک روح در دو محرابی
هوش مصنوعی: کی از دعاهای تو به جایی میرسد که یک روح را در دو مکان مختلف نگه دارد؟
یارب از جنس ما چه خیر آیدتو کرم کن که رب اربابی
هوش مصنوعی: خدایا، از ویژگیهای ما چه نیکی برمیآید؟ تو با مهربانیات کمک کن، زیرا تو سرپرست و بزرگتری هستی.
غیب دان و لطیف و بیچونیسترپوش و کریم و توابی
هوش مصنوعی: برای توصیف خداوند میتوان گفت که او نامرئی و لطیف است، بدون اینکه مادی باشد. او پوششدهنده و کریم است و همیشه به بندگانش توجه دارد و خطاهای آنان را میآمرزد.
سعدیا راستی ز خلق مجویچون تو در نفس خود نمییابی
هوش مصنوعی: ای سعدی، به درستی از دیگران دنبال حقیقت نرو، چرا که آن را در نفس خود نمییابی.
جای گریهست بر مصیبت پیرتو چو کودک هنوز لعابی
هوش مصنوعی: جای تأسف و غم است که با وجود اینکه پیر و سالخورده شدهای، هنوز هم مثل یک کودک بیتجربه و سادهدل به نظر میرسی.
با همه عیب خویشتن شب و روزدر تکاپوی عیب اصحابی
هوش مصنوعی: با وجود تمام نقصهایی که خودم دارم، هر شب و روز در تلاش برای یافتن عیبهای دیگران هستم.
گر همه علم عالمت باشدبیعمل مدعی و کذابی
هوش مصنوعی: اگرچه ممکن است که تمامی دانش دنیا را داشته باشی، اما بدون عمل، تو فقط یک ادعا کننده دروغین هستی.
پیش مردان آفتاب صفتبه اضافت چو کرم شبتابی
هوش مصنوعی: در برابر مردان نیکوکار و با فضیلت، انسان باید مانند کرم شبتاب باشد که نورش را به آنها تقدیم میکند.
پیر بودی و ره ندانستیتو نه پیری که طفل کتابی
هوش مصنوعی: تو پیر شدهای اما هنوز راه و رسم زندگی را نمیدانی، تو شخصیتی نیستی که تجربههای زندگیات را به درستی به کار بگیری، مثل یک کودک که فقط کتاب میخواند و به عمق مسائل پی نمیبرد.