در مرثیهٔ ابوبکر سعد بن زنگی
هوش مصنوعی: این شعر درباره درد و رنج ناشی از فراق و فقدان است. شاعر از دل شکسته و احساس یتیمی صحبت میکند که این درد مانند یک تیر در سینهاش نشسته است. او به مشکلات دنیا و فریبندگی مال و ثروت اشاره میکند و تأکید میکند که اینها در نهایت بیفایدهاند. شاعر بر این باور است که در برابر درد و غم، رحمت پروردگار باقی میماند و حتی اگر شرایط دنیوی تغییر کند، آثار نیک انسانها در یادها باقی میماند. او همچنین از غم زیاد در فراق پیامبر (ص) و صحابهاش یاد میکند و در نهایت از خداوند درخواست میکند که عمر نیکان را طولانی کند و آنها را از مشکلات و بلاها حفظ کند. این شعر با تأکید بر صبر و امید به رحمت الهی پایان مییابد.
دل شکسته که مرهم نهد دگربارش؟یتیم خسته که از پای برکند خارش؟
هوش مصنوعی: دل شکستهای که دیگر کسی نتواند آن را التیام بخشد؟ و یتیم خستهای که دیگر کسی نتواند خستگیاش را از بین ببرد؟
خدنگ درد فراق اندرون سینهٔ خلقچنان نشست که در جان نشست سوفارش
هوش مصنوعی: درد جدایی آنچنان در دل مردم جا گرفته که به عمق جانشان نفوذ کرده است.
چو مرغ کشته قلم سر بریده میگرددچنانکه خون سیه میرود ز منقارش
هوش مصنوعی: جدا از زندگی و بیحرکت، مانند مرغی که به قتل رسیده و سرش بریده شده، بیهدف و بیقرار دور میچرخد؛ همانطور که خون تیره به آرامی از منقار او میریزد.
دهان مرده به معنی سخن همی گویداگرچه نیست به صورت زبان گفتارش
هوش مصنوعی: گاهی اوقات انسانها حتی در سکوت و عدم بیان کلمات، احساسات و فکرهای خود را منتقل میکنند. حتی وقتی که قادر به صحبت نیستند، میتوانند پیامهایی را از راه دیگر به دیگران برسانند.
که زینهار به دنیا و مال غره مباشبخواهدت به ضرورت گذاشت یکبارش
هوش مصنوعی: در دنیا و مادیات فریب نخور، زیرا آنها ممکن است در مواقع ضروری تو را تنها بگذارند.
چه سود کاسهٔ زرین و شربت مسمومدریغ گنج بقا گر نبودی این مارش
هوش مصنوعی: چه فایده دارد که ظرفی زیبا و طلايي داشته باشی اگر محتوای آن، شربت سمی باشد؟ افسوس بر گنجی که در اختیار داری، اگر این مار (خطر) در آن نباشد.
بس اعتماد مکن بر دوام دولت دهرکه آزمودهٔ خلق است خوی غدارش
هوش مصنوعی: هرگز بر ثبات و پایداری حکومت و زمانه اعتماد نکن، زیرا ذات و ماهیت انسانها همیشه قابل اعتماد نیست و تجربه نشان داده که آنها غیرقابل پیشبینی و فریبکار هستند.
نظر به حال خداوند دین و دولت کنکه فیض رحمت حق بر روان هشیارش
هوش مصنوعی: به وضعیت خداوند توجه کن و به دین و حکومت او اهمیت بده، چون بر ذهن آگاه او رحمت و فیض پروردگار نازل میشود.
سپهر تاج کیانی ز تارکش برداشتنهاد بر سر تربت کلاه و دستارش
هوش مصنوعی: آسمان که نماد سلطنت کیانیان است، تاج و نشانههای قدرت را از تاریکی خود برداشت و بر روی قبر (مقام) او، کلاهی و دستاری قرار داد.
گرت به شهد و شکر پرورد زمانهٔ دونوفای عهد ندارد به دوست مشمارش
هوش مصنوعی: اگر در زمانه و دنیای پست، سرشار از شیرینی و نعمت بودی اما به عهد و پیمان وفا نکردی، حق دوستی تو را نخواهیم شناخت.
دگر شکوفه نخندد به باغ فیروزیکه خون همی رود از دیدههای اشجارش
هوش مصنوعی: دیگر شکوفهها در باغی که از درختانش اشک میریزد، لبخند نخواهند زد.
چگونه غم نخورد در فراق او درویشکه غم فزون شد و از سر برفت غمخوارش
هوش مصنوعی: چطور درویش میتواند در جدایی او غم نداشته باشد، در حالی که غم زیادتر شده و کسی که مایه تسکینش بود از او رفته است؟
امیدوار وجودی که از جهان برودمیان خلق بماند به نیکی آثارش
هوش مصنوعی: امیدوارم کسی که از این دنیا میرود، در میان مردم به خاطر کارهای خوبش remembered و شناخته شود.
از آب چشم عزیزان که بر بساط بریختبه روز باران مانست صفهٔ بارش
هوش مصنوعی: اشک عزیزان که در زمان بارانی بر زمین ریخته شده، مشابه بارانی است که بر روی زمین میبارد.
نظر به حال چنین روز بود در همه عمرنماز نیمشبان و دعای اسحارش
هوش مصنوعی: در طول زندگیام همیشه در مواقع خاصی مانند نماز شب و دعاهای سحر، به حال و روز خود فکر کردهام.
گمان مبر که به تنهاست در حظیرهٔ خاکقرین گور و قیامت بسست کردارش
هوش مصنوعی: به این فکر نکن که در این دنیای خاکی، انسانها به تنهایی در کنار قبرهایشان و روز قیامت قرار دارند؛ اعمال و رفتار آنها نشاندهنده این واقعیت است.
گرش ولایت و فرمان و گنج و مال نماندبماند رحمت پروردگار غفارش
هوش مصنوعی: اگر فرمانروایی و ثروت و دارایی باقی نماند، تنها رحمت بیپایان پروردگار باقی میماند.
قضای حکم ازل بود روز ختم عملدگر چه فایده تعداد ذکر و کردارش
هوش مصنوعی: سرنوشت و تقدیر از پیش تعیین شده است و روزی که کارها به پایان میرسد، دیگر چه فایدهای دارد که ما به شمارش دعاها و اعمال خود بپردازیم؟
ولیک دوست بگرید به زاری از پی دوستاگرچه باز نگردد به گریهٔ زارش
هوش مصنوعی: دوست به خاطر دوستیاش اشک میریزد و به شدت ناراحت است، حتی اگر شخصی که برایش گریه میکند هرگز به او بازنگردد.
غمی رسید به روی زمانه از تقدیرکه پشت طاقت گردون دو تا کند بارش
هوش مصنوعی: غم و اندوهی به زندگی آمد که طاقت زمانه را به چالش کشید و بر دوش آن سنگینی کرد.
همین جراحت و غم بود کز فراق رسولبه روزگار مهاجر رسید و انصارش
هوش مصنوعی: این درد و غم ناشی از دوری پیامبر بود که به روزگار مهاجران و کسانی که او را یاری کردند رسید.
برفت سایهٔ درویش و سترپوش غریببپوش بار خدایا به عفو ستارش
هوش مصنوعی: سایهٔ درویش از بین رفت و فردی غریب و پوشیده به عفو تو پناه میآورد. بار خدایا، ستار را بر او بپوشان.
به خیل خانهٔ کروبیان عالم قدسبه گرد خیمهٔ روحانیون فرود آرش
هوش مصنوعی: به جمع فرشتگان در عالم بالا در کنار خیمهٔ روحانیون نازل شو.
عدو که گفت به غوغا که درگذشتن دوستجهان خراب شود سهو بود پندارش
هوش مصنوعی: وقتی دشمن به سر و صدا میگوید که دوست در حال گذر است، تصورش این است که به دنیا آسیب میزند. این تصور کاملاً نادرست است.
هم آن درخت نبود اندرین حدیقهٔ ملککه بعد از این متفرق شوند اطیارش
هوش مصنوعی: در این باغ سلطنتی، آن درخت وجود ندارد که بعد از این، شاخههایش پراکنده شوند.
نمرد نام ابوبکر سعد بن زنگیکه ماند سعد ابوبکر نامبردارش
هوش مصنوعی: نام ابوبکر سعد بن زنگی هرگز فراموش نمیشود، چون نام سعد ابوبکر همیشه در یادها باقی خواهد ماند.
چراغ را که چراغی ازو فرا گیرندفرو نشیند و باقی بماند انوارش
هوش مصنوعی: چراغی که روشناییاش از خودش است، وقتی خاموش شود، هنوز نورش باقی میماند.
خدایگان زمان و زمین مظفر دینکه قائمست به اعلاء دین و اظهارش
هوش مصنوعی: پروردگار زمان و زمین، حامی دین است که در برپایی و نمایاندن آن مستحکم و پایدار است.
بزرگوار خدایا به فر و دولت و کامدوام عمر بده سالهای بسیارش
هوش مصنوعی: خدای بزرگ، به عظمت و سربلندی و کامیابی او، عمر طولانی عطا فرما تا سالهای زیادی از زندگیاش را در خوشبختی سپری کند.
به نیک مردان کز چشم بد بپرهیزشبه راستان که ز ناراستان نگه دارش
هوش مصنوعی: به افراد خوب و نیکوکار باید توجه کرد و از نگاههای بد دور نگه داشت، زیرا آنها از کسانی که نیک نیستند آسیب میبینند.
که نقطه تا متمکن نباشد اندر اصلدرست باز نیامد حساب پرگارش
هوش مصنوعی: تا وقتی که نقطه به ثبات و استحکام نرسد، اندازهگیری و ترتیب درست آن ممکن نیست.