شمارهٔ ۲۱
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و غم ناشی از آن صحبت میکند. او به شدت تحت تأثیر عشق معشوقش است و از پریشانی خود در این حالت میگوید. او احساس میکند که بین عشق و درد فراق گرفتار شده و دلش شکسته است. او هیچ راهی برای رسیدن به معشوقش نمیبیند و از این مسئله بسیار ناراحت و پریشان است. همچنین، او از فقدان آرامش خاطر و دشواری دوری از معشوقش گلایه میکند و به شدت درگیر احساسات و اشتیاقی است که او را رنج میدهد. در نهایت، رغم وعدههای خوشی که از وصال میشنود، همچنان در فراق و پریشانی به سر میبرد.
بیا بیا که ز عشقت چنان پریشانمکه میرود ز غمت بر زبان پریشانم
هوش مصنوعی: بیا و ببین که چقدر از عشق تو نگران و آشفتهام که از شدت غم تو، کلامم هم به هم ریخته است.
تو فارغ از من و من در غم تو (سرگردان)بیا ببین که ز غم بر چه سان پریشانم
هوش مصنوعی: تو بیخبر از حال منی و من در اندوه تو غرق شدهام؛ بیا و تماشا کن که چطور از این غم بیقرار و آشفتهام.
نه روی با تو نشستن نه رای (دل کندن)من شکسته دل اندر میان پریشانم
هوش مصنوعی: نه میتوانم با تو کنار بیایم و نه میتوانم از تو دل بکنم. من با دل شکسته و در حالی که دچار آشفتگی هستم، در میان این وضعیت قرار دارم.
نمیتوان که به دست آورم کلاله توچو سنبل تو شب و روز از آن پریشانم
هوش مصنوعی: من نمیتوانم شب و روز کلاه تو را به دست آورم، چون مانند سنبل تو همیشه در بینظمی و پریشانی هستم.
به هیچ نوع دل و دیدهام ز (من نبود)ازان همیشه من از دستشان پریشانم
هوش مصنوعی: من هیچگونه آرامش و راحتی ندارم، چون همیشه از دست این احساسات و نگرانیها در عذابم.
ز دست دیده ودل هیچ کس پریش نگشتازین بتر که من اندر جهان پریشانم
هوش مصنوعی: هیچ کس به اندازه من در این دنیا آشفته و ناراحت نیست، نه از دست چشم و نه از دل.
چگونه جمع شود خاطرم که (میآیی)ز دست جور تو نامهربان پریشانم
هوش مصنوعی: چطور میتوانم به آرامش برسم وقتی که تو به من بیمهری میکنی و در این وضعیت آشفتهای که به وجود آوردهای، در انتظار آمدن تو هستم؟
ز عطر مجمر وصفت نیافتم بوییازان ز آتش دل چون دخان پریشانم
هوش مصنوعی: از عطر خوش وصف تو بویی نمیبرم و این به خاطر این است که دل من مانند دودی آشفته از آتش عشق تو پر شده است.
دلم به وعدهٔ وصل ار چه خوش کند سعدیچو در فراق بوم همچنان پریشانم
هوش مصنوعی: دل من با وعدهٔ وصل تو شاد میشود، اما همچنان که در جدایی و دوری هستم، همچنان آشفته و بیقرارم.