شمارهٔ ۲۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عذاب و دلتنگی خود بییار سخن میگوید. او به شدت به محبوب خود وابسته است و بدون او آرامش ندارد. دلش به باد داده و نمیتواند صبر کند. هر جا برود، نمیتواند خوشحال باشد و جهنم را به بهشت بییار ترجیح میدهد. زندگیاش بدون محبوب خالی و بیمعناست و هر زیبایی برایش بیارزش است. در نهایت، شاعر تأکید میکند که انتخاب محبوبش و همراهی با او، برگزیدهای از دلایل دیگری نیست و وجود محبوبش برایش از هر یاری دیگر مهمتر است.
من خسته چون ندارم، نفسی قرار بیتوبه کدام دل صبوری، کنم ای نگار بیتو
هوش مصنوعی: من خستهام و بیتو هیچ آرامشی ندارم. با کدام دل صبوری میتوانم به زندگی ادامه دهم، ای معشوقی که بدون تو هستی؟
ره صبر چون گزینم، من دل به باد دادهکه به هیچ وجه جانم، نکند قرار بیتو
هوش مصنوعی: وقتی که راه صبر را انتخاب میکنم، دل خود را به دست باد سپردهام، زیرا هیچگونه آرامشی در absence از تو برایم وجود ندارد.
صنما به خاک پایت، که به کنج بیت احزانبه ضرورتم نشیند، نه به اختیار بیتو
هوش مصنوعی: ای معشوق من، به پای تو سجده میکنم، زیرا در گوشهای از خانههای غم، ناگزیر باید در کنارت باشم، نه به اختیار خودم، بلکه به خاطر نیاز و وابستگیام به تو.
اگرم به سوی دوزخ، ببرند باز خوش خوشبروم ولی به جنت، نکنم گذار بیتو
هوش مصنوعی: اگر حتی مرا به دوزخ ببرند، با کمال میل میروم، اما اگر بخواهم به بهشت بروم، بدون تو هرگز قدم نمیزنم.
سر باغ و بوستانم، به چه دل بود نگاراکه به چشم من جهان شد، همه زرنگار بیتو
هوش مصنوعی: آیا دلیلی وجود دارد که من به زیباییهای باغ و بوستان نگاه کنم، در حالی که بدون تو همه چیز برای من فقط یک تصویر زرق و برق دار است؟
نفسی به بوی وصلت، زدنم بهست جاناکه چنین بماند عمری، من دلفگار بیتو
هوش مصنوعی: نفسم به عطر وصالت شاد میشود، ای جانا! اگر چنین حالتی برایم باقی بماند، من بیتو دلی شاد نخواهم داشت.
تو گمان مبر که سعدی، به تو برگزید یاریبه سرت که نیست او را، سر هیچ یار بیتو
هوش مصنوعی: به این فکر نباش که سعدی برای تو دوست و یاری انتخاب کرده است، زیرا او هیچگاه یاری را بدون تو نمیخواهد.