شمارهٔ ۲۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و میگوید که چقدر خوب است که او تنها نزد خود باقی بماند و خود را به دیگران نشان ندهد. شاعر از بیوفایی معشوق ابراز نگرانی میکند و از جدایی و دوری از او ناراحت است. او اگر امیدی به وصال معشوق نداشت، میتوانست زندگی را بدون او تحمل کند. شاعر میگوید که دوری از محبوبش او را غمگین کرده و اگر فقط یک شب او پیش او بیاید، میتواند اندکی از این غم کاسته شود.
چنان خوب رویی بدان دلرباییدریغت نیاید به هر کس نمایی
هوش مصنوعی: تو آنقدر زیبایی و دلربا هستی که باید از زیباییات مراقبت کنی و آن را به هر کسی نشان ندهی.
مرا مصلحت نیست لیکن همان بهکه در پرده باشی و بیرون نیایی
هوش مصنوعی: برای من بهتر است که در خفا و دور از چشم مردم باقی بمانم و به هیچ وجه خود را نشان ندهیم.
وفا را به عهد تو دشمن گرفتمچو دیدم مرا فتنه تو بیوفایی
هوش مصنوعی: به خاطر وفاداریات، دوستی را دشمن فرض کردم، چون وقتی دیدم که تو به عهدت وفا نمیکنی، با خودم گفتم که این کار تو نوعی فتنه است.
چنین دور از خویش و بیگانه گشتمکه افتاد با تو مرا آشنایی
هوش مصنوعی: اینقدر از خود و آشناهای خود دور شدهام که حالا با تو که بیگانه هستی، احساس آشنایی میکنم.
اگر نه امید وصال تو بودیز دیده برون کردمی روشنایی
هوش مصنوعی: اگر امیدی به رسیدن به تو نبود، نور زندگی را از دیدگانم دور میکردم.
نیاید تو را هیچ غم بیدل منکسی دید خود عید بیروستایی
هوش مصنوعی: هیچ کسی در غم تو نیست جز من، که در روز عید، بیروزی و بیدل بودنم را به وضوح حس میکنم.
من و غم ازین پس که دور از رخ توچه باشد اگر یک شبی پیشم آیی؟
هوش مصنوعی: من و غم، از این به بعد دیگر چه اهمیتی دارد که بدون روی تو باشم، اگر فقط یک شب پیش من بیایی؟