شمارهٔ ۲۵
هوش مصنوعی: در شعر، شاعر از دلتنگی و غم خود میگوید که هر شب بیدار و نگران است و چشمانش از اشک پر شده است. او از حال دل و غمهایش صحبت میکند و به طرف مقابل اشاره میکند که تا زمانی که خودشان این درد را تجربه نکردهاند، نمیتوانند درک کنند که غمخواری چه معنی دارد. شاعر معتقد است که تنها وقتی طرف مقابل حال او را درک خواهد کرد که یک شب به اندازهی او زجر بکشند.
هر شبی با دلی و صد زاریمنم و آب چشم و بیداری
هوش مصنوعی: هر شب با دلی غمگین و ناراحت بیدارم و اشک ریختهام.
بنماندست آب در جگرمبس که چشمم کند گهرباری
هوش مصنوعی: چنان اشک از چشمانم میریزد که گویی درونم پر از درد و غم است، و این اشکها مانند مرواریدهایی هستند که از دل جگرم برمیخیزند.
دل تو از کجا و غم ز کجا؟تو چه دانی که چیست غمخواری؟
هوش مصنوعی: دل تو از کجا آمده و غم چه نقشی در زندگیات دارد؟ تو چه میدانی که یعنی توجه به درد و غم دیگران چه معنایی دارد؟
آگه از حال من شوی آنگاهکه چو من یک شبی به روز آری
هوش مصنوعی: اگر از وضعیت من باخبر شوی، زمانی را درک میکنی که مثل من یک شب را به روز تبدیل کنی.