شمارهٔ ۳۶
این دو بیت درباره وظیفه حاکم و حکومت نسبت به مردم است؛ شاعر میگوید در صورتی خراج و مالیات بر حکام، حلال است که از مردم محافظت کنند و حقوقشان را رعایت کنند.
شهی که پاس رعیت نگاه میداردحلال باد خراجش که مزد چوپانیست
شاه و حاکمی که از مردم محافظت میکند مالیات و خراجی که میگیرد بر او حلال باد زیرا مثل مزد یک چوپان است که از گله محافظت میکند.
وگر نه راعی خلق است زهرمارش بادکه هر چه میخورد او جزیت مسلمانیست
اما اگر یک حاکم، حق مردم را زیر پا میگذارد و رعایت نمیکند (خراج مثل) زهر مار بر او ناگوار باد زیرا مزدی که میگیرد (حرام است و) مثل جریمهای است که یک مسلمان (در بلاد غیرمسلمان بابت دین) بپردازد.