شمارهٔ ۴۶
هوش مصنوعی: در این شعر، گوینده از کسی که به خاطر دریافت یک دینار از او ستایش کرده، میگوید که امیدوار است بختش به سعادت متصل باشد. اما وقتی او دینار را نمیدهد، به او فحش میدهد و ابراز شرم از وضعیتی شبیه به زنان دارد. در پایان، گوینده پیشنهاد میکند که هر دو با هم در دعای خیر و لعنت به خودشان شریک شوند.
مرا از بهر دیناری ثنا گفتکه بختت با سعادت مقترن باد
هوش مصنوعی: مرا به خاطر یک دینار ستایش کرد و دعا کرد که خوشبختی و سعادت همیشه در کنار تو باشد.
چو دینارش ندادم لعنتم کردکه شرم از روی مردانت چو زن باد
هوش مصنوعی: وقتی که دینارم را ندادم، از روی خشم و تنفر به من لعنت فرستاد و گفت که شرم از چهرهی مردان تو کمتر از شرم زنان است.
بیا تا هر دو با هم هیچ گیریمدعا و لعنتش بر خویشتن باد
هوش مصنوعی: بیا تا با هم به دعا و نفرین بپردازیم و این کار را به خودمان نسبت دهیم.