تناجی
سعدی شیرازی

شمارهٔ ۸۱

نه سام و نریمان و افراسیابنه کسری و دارا و جمشید ماند
تو هم دل مبند ای خداوند ملکچو کس را ندانی که جاوید ماند
چو دور جوانی خلل می‌کندبه پایان پیری چه امید ماند؟