شمارهٔ ۱۱۹
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به ناامیدی و بیفایده بودن عمر خود اشاره میکند و از خداوند طلب رحمت دارد. او بیان میکند که حتی اگر به عذاب و زندان برود، بهتر است که همیشه در زندان بماند تا از رحمت الهی برخوردار شود. هر موجودی در زندگی خود ثمری دارد، اما او خود را بیمایه و تهی دست میداند. با این حال، او به الطاف الهی امیدوار است و به این نکته اشاره میکند که نور خورشید که نشانهی امید و زندگی است، در نهایت بر همه میتابد. نهایتا، او سوال میکند که ما چه کسانی هستیم که در جمع یاران و دوستان قرار بگیریم، و نسبت به خود و جایگاهش تردید دارد.
یارب این نامهسِیَهکردهی بیفایدهعُمْرهمچُنان، از کَرَمَت بَر نگرفتهست امید
هوش مصنوعی: ای خدا، این عمر بیفایده و پر از غم که با نامههای سیاه رقم خورده، همچنان به امید لطف تو استوار است.
گَر به زندانِ عقوبت بَریـَم روزِ شُمارجای آن است که محبوس بمانم، جاوید
هوش مصنوعی: اگر در زندان عذابها بیفتم، روز شمارش وجود دارد، اما جای آن نیست که همیشه در بند بمانم.
هر درختی، ثمری دارد و؛ هرکس، هُنَریمنِ بیمایهی بدبخت، تهیدست، چو بید
هوش مصنوعی: هر درختی میوهای دارد و هر کسی هنری دارد، اما من مثل درخت بید، بیثمر و بیهنر ماندهام.
لیکن از مشرقِ الطافِ الهی نه عجبکه چو شب روز شود، بر همه تابَد خورشید
هوش مصنوعی: با الطاف خداوندی، جای شگفتی نیست که وقتی شب به روز تبدیل میشود، خورشید بر همه جا میتابد.
ما، کیانیم که در معرضِ یاران آییم؟ماکیان را چه محل در نظرِ بازِ سپید؟
هوش مصنوعی: ما چه کسانی هستیم که خود را در معرض دوستان قرار دهیم؟ مرغهای خانگی چه جایی در نظر پرندهی آسمانی و سفید دارند؟