شمارهٔ ۱۱۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به ناگهان از مرگ و فرا رسیدن وقت وعده سخن میگوید. دوستان در کنار گور تجمع میکنند، اما به سرعت برمیگردند. او اشاره میکند که در برابر مرگ، مال و ملک چه ارزشی دارند و تنها چیزی که دائماً با ما خواهد بود، اعمال و نفس ماست، چه پاک و چه آلوده. در پایان، نویسنده به خواننده هشدار میدهد که باید خوب را درک کند و بد نکند، چرا که در نهایت میوه اعمال خود را خواهد چشید.
ناگهان بانگ در سرای افتدکه فلان را محلِّ وعده رسید
هوش مصنوعی: ناگهان صدایی در خانه میپیچد که فلانی وقت ملاقاتش فرا رسیده است.
دوستان آمدند تا لبِ گورقدمی چند و باز پس گردید
هوش مصنوعی: دوستان به کنار قبر آمدند و چند قدمی جلو رفتند و دوباره بازگشتند.
وآن کَـزو دوستتر نمیداریمال و مِلک و قباله بُرد و کلید
هوش مصنوعی: دوستی که بیشتر از هر چیز دیگری برایت ارزشمند است، به تو اموال و داراییها و مدارک و کلیدهای زندگی را نمیدهد.
وینکه پیوسته با تو خواهد بودعملِ توست؛ نَفْسِ پاک و پلید
هوش مصنوعی: عملی که همیشه با تو خواهد ماند، ویژگیهای درونیت است؛ چه نیکو باشد و چه ناپاک.
نیک دَریاب و بَد مَکُن، زنهارکه بَد و نیک باز خواهی دید
هوش مصنوعی: خیلی خوب است که خوبیها را بشناسی و بدیها را انجام ندهی، چون زندگی همچنان به تو نشان خواهد داد که خوبی و بدی وجود دارند.