حکایت شمارهٔ ۱۲
هوش مصنوعی: در این متن، یکی از ملوک بیانصاف از یک پارسا میپرسد که کدام نوع عبادت بهتر است. پارسا پاسخ میدهد که خواب نیمروز بهتر است به شرطی که در آن یک نفس هم به خلق آسیب نرسانی. سپس شاعر به یک ظالم که در نیمروز خوابیده است، اشاره میکند و میگوید که این خواب او نشانه فتنه است، زیرا خواب او بهتر از بیداریاش است، چرا که او در این زندگی بد و نادرست به نوعی مرده است.
یکی از ملوکِ بیانصاف پارسایی را پرسید؛ از عبادتها کدام فاضلتر است؟ گفت: تو را خوابِ نیمروز تا در آن، یکنفس خلق را نیازاری.
یکی از پادشاهان زورگو و بیانصاف از درویشی پرهیزکار پرسید: «کدام عبادت از دیگر عبادتها برتر است؟» او پاسخ داد: «برای تو خوابیدن در نیمروز بهتر است تا حداقل در آن زمان به اندازهٔ زمان اندکی به مردم آزار نرسانی.»
ظالمی را خفته دیدم نیمروزگفتم این فتنه است، خوابش برده، بِه
ستمگری را در میان روز خفته دیدم، با خود گفتم بلا و فتنه است. چه بهتر که خوابیده.
وآنکه خوابش بهتر از بیداری استآنچنان بد زندگانی، مُرده به
آن کسی که خفتنش بهتر از بیداری باشد، کسی که آنچنان بدکار باشد و بد زندگی کند، همین که بمیرد بهتر است.