حکایت شمارهٔ ۴
هوش مصنوعی: در این داستان، دزدی به خانه شخص پارسا میآید و تلاش میکند چیزی دزدیده اما ناامید میشود. پارسا متوجه میشود و برای جلوگیری از ضرر، گلیمی که بر زمین است را در راه دزد میاندازد. این داستان به نوعی به اهمیت اتحاد و مودت بین دوستان اشاره دارد و به ما یادآوری میکند که اگر کسی عیب دیگران را پیش ما بگوید، خود او نیز عیوب ما را پیش دیگران خواهد برد. در نهایت، این متن درباره خطرات جنگ و تضاد بین دوستان و دشمنان صحبت میکند.
دزدی به خانهٔ پارسایی در آمد؛ چندان که جست چیزی نیافت. دلتنگ شد. پارسا خبر شد. گلیمی که بر آن خفته بود در راه دزد انداخت تا محروم نشود.
هوش مصنوعی: یک دزد به خانهی یک انسان پارسا و پرهیزگار وارد شد؛ اما هرچقدر جستجو کرد، چیزی برای بردن پیدا نکرد. این موضوع او را ناراحت کرد. اما پارسا متوجه حضور دزد شد و برای اینکه از دست او محروم نشود، گلیمی که بر روی آن خوابیده بود، به سمت دزد انداخت.
شنیدم که مردانِ راهِ خدایدلِ دشمنان را نکردند تنگ
هوش مصنوعی: شنیدهام که انسانهای متعهد به خداوند، هرگز دل دشمنان را تنگ نکردند و به آنها سختی نرساندند.
تو را کی میسّر شود این مَقام که با دوستانت خلاف است و جنگ؟
رسیدن به پایگاهِ مردانِ حق برای تو آسان نیست چه تو با یارانِ خویش هم سرِ ستیزه و دشمنی داری.
مودّتِ اهلِ صفا، چه در روی و چه در قفا، نه چنان کز پست عیب گیرند و پیشت بیش میرند.
دوستیِ یارانِ پاکدل، خواه در برابر خواه در پشت سر یکسان است و چنان نیست که در غیاب تو بر تو خرده گیرند و در حضور سختْ برخیِ جانت شوند و قربانت گردند.
در برابر، چو گوسپندِ سلیم در قفا، همچو گرگِ مردمخوار
هوش مصنوعی: در مقابل، مانند یک گوساله آرام و بیآزار است، در حالی که در پشتش، وحشی و درندهای همچون گرگ در کمین است.
هر که عیبِ دگران پیشِ تو آورد و شمردبیگمان، عیبِ تو پیشِ دگران خواهد برد
هوش مصنوعی: هر کس عیب دیگران را به تو بگوید و شمارش کند، مطمئناً عیب تو را هم به دیگران خواهد گفت.