حکایت شمارهٔ ۱۸
هوش مصنوعی: در این متن، داستان عابدی روایت میشود که از پادشاه طلب شد. او فکر کرد که با خوردن دارویی خود را ضعیف کند تا ایمانش به خدا بیشتر شود. در نهایت، او داروی کشندهای نوشید و جان خود را از دست داد. توصیف او به عنوان شخصی که تمام مغز دارد و پوستش به هم چسبیده است، نشاندهنده عمق و خلوص ایمانش است. همچنین اشارهای به این نکته میشود که پارسایان گاهی در برابر مخلوقات، پشت به قبله نماز میخوانند و این که بنده واقعی خدا باید تنها به او توجه داشته باشد و به چیز دیگری ننگرد.
عابدی را پادشاهی طلب کرد.
هوش مصنوعی: یک عابد را پادشاه خواست.
اندیشید که دارویی بخورم تا ضعیف شوم، مگر اعتقادی که دارد در حقِّ من زیادت کند.
هوش مصنوعی: به فکر افتاد که دارویی مصرف کند تا ضعیفتر شود، شاید این کار باعث شود اعتقاد دیگران به او بیشتر شود.
آوردهاند که داروی قاتل بخورد و بمرد.
هوش مصنوعی: گفتهاند که او دارویی سمی مصرف کرده و جانش را از دست داده است.
آن که چون پسته دیدمش همه مغز پوست بر پوست بود همچو پیاز
کسی که وی را از حقیقت مانند پسته مغزدار میپنداشتم، از ریا چون پیاز توبرتو بود.
پارسایانِ رویْ در مخلوق پشت بر قبله، میکنند نماز
آنانکه دعویِ زهد دارند و بجای توجه به درگاهِ یزدان رویِ دل بسوی خلق میکنند بهواقع پشت بر کعبه نماز میگزارند و در آیینِ دانایان مشرکند. [چه بر آفریدگار جهان، آفریدگان را برگزیدند.]
چون بنده خدایِ خویش خوانَد باید که به جز خدا نداند
آنگاه که بنده به عبادتِ حق بپردازد، سزد که جز خدا کس را موثر در وجود یا جهانِ هستی نشناسد و به هیچ دری جز درگاهِ وی رو نکند.