حکایتِ شمارهٔ ۴۲
هوش مصنوعی: در این متن، نویسنده به بررسی مفهوم مردانگی و شجاعت میپردازد. او به شخصی که در شرایط دشواری قرار دارد و به آسانی تحت تأثیر دشنامها قرار میگیرد، اشاره میکند و او را فرومایه مینامد. نویسنده بر این باور است که مردی واقعی کسی است که بتواند بر مشکلات غلبه کند و در برابر سختیها واکنشهای عاقلانه و شایستهای از خود نشان دهد. او تأکید میکند که انسانها از خاک برآمدهاند و باید از ویژگیهای انسانی و مردمی برخوردار باشند تا به حقیقت مردی دست یابند.
یکی از صاحبدلان، زورآزمایی را دید به هم برآمده و کف بر دماغ انداخته.
صاحبدلی مرد جنگاور و زورمندی را دید که بشدت عصبانی است و کف بر دهانش نشسته
گفت: این را چه حالت است؟
گفت: این مرد را چه پیش آمده است؟
گفتند: فلان دشنام دادش.
گفتند: کسی به او فحاشی کرده است.
گفت: این فرومایه هزار من سنگ برمیدارد و طاقتِ سخنی نمیآرد.
صاحبدل گفت: این انسان پست هزار من سنگ را بلند میکند اما نمیتواند یک کلام تند را تحمل کند.
لافِ سرپنجگی و دعویِ مَردی بگذارعاجزِ نفسِ فرومایه چه مَردی چه زنی
خویشتن را به زورمندی مستای و ادعای مردانگی و مردمی به یک سو نِه تا وقتی که اسیر نفس بدفرمای فرومایه باشی مهم نیست مرد باشی یا زن باشی (انسان نیستی)
گرت از دست برآید، دهنی شیرین کنمَردی آن نیست که مشتی بزنی بر دهنی
اگر توانی به نوشِ محبّت دهانی شیرین کن و کامِ دلی بر آر، چه نامردی و نامردمی است که به قهر مشتی بر دهانی کوبی یا بر کسی جفایی روا داری.
اگر خود بردَرَد پیشانیِ پیلنه مَرد است آن که در وی مَردمی نیست
کسی که آدمیخوی نیست نامردم و فرومایه است، اگرچه به نیرو پیشانیِ فیل تواند شکافت.
بنیآدم سرشت از خاک دارداگر خاکی نباشد، آدمی نیست
فرزندانِ آدم خاکینهادند، پس اگر فروتن و افتاده نباشند، آدمیزاده به شمار نیایند.