حکایت شمارهٔ ۲۲
هوش مصنوعی: در این متن به شخصی اشاره میشود که به بخل مشهور بوده و حتی در شرایط سخت نیز به یک لقمه نان دست نمیزند. او به نیکوخوئی حاتم طایی شباهتی ندارد و به قدری در مالپرستی افراط کرده که فرصتی برای دیگران فراهم نمیکند. در میان ماجراهایی که برای او پیش میآید، در سفری به مصر، کشتیاش در طوفان غرق میشود و او در ناامیدی دعا میکند، اما متوجه میشود که در مواقع دعا، خداوند به او کمک نمیکند. پس از مرگ او، اقوامش از میراثش سود میبرند و متوجه میشوند که نگرانی از بین رفتن ارث در بین خانواده به وجود آمده است. در آخر، نویسنده از مردی نیکو سرشت میخواهد تا از میراث او بهرهمند شود، اما او به نیکوئی پاسخ رد میدهد و از خوردن اموال آن مرد بخل ورزیدهام. این داستان در مورد بخل، میراث و نحوه برخورد با مال و ثروت است.
مالداری را شنیدم که به بُخْلْ چنان معروف بود که حاتمِ طایی در کَرَم. ظاهرِ حالش به نعمتِ دنیا آراسته و خِسَّتِ نفسِ جِبِلّی در وی همچنان مُتَمَکِّن، تا به جایی که نانی به جانی از دست ندادی و گربهٔ بُوهُرَیْرَه را به لقمهای ننواختی و سگِ اصحابِ الکَهف را استخوانی نینداختی. فیالجمله، خانهٔ او را کس ندیدی در گشاده و سفرهٔ او را سر گشاده.
معنی «خِسَّتِ نفسِ جِبِلّی در وی همچنان مُتَمَکِّن»: پستنهادیِ فطری همچنان در وی جای گرفته [بود].
درویش به جز بویِ طعامش نشنیدیمرغ از پسِ نان خوردن او، ریزه نچیدی
فقیر از سرایِ وی جز بوی خوراکی نمیبویید و پرنده پس از برچیدنِ سفرهاش خرده نانی از زمین به منقار نمیتوانست بر گیرد.
شنیدم که به دریایِ مغرب اندر، راهِ مصر برگرفته بود و خیالِ فرعونی در سر؛ حَتّیٰ اِذا اَدْرَکَهُ الْغَرَقُ، بادی مخالفِ کِشتی برآمد.
معنی «حَتّیٰ اِذا اَدْرَکَهُ الْغَرَقُ»: تا چون هنگام غرق [فرعون] فرا رسید.
با طبعِ ملولت چه کند، هرکه نسازد؟شُرْطه همه وقتی نبوَد لایقِ کَشتی
هر کسی که نتواند با روحیه و خُلق و خوی تو سازگار باشد، چه فایدهای دارد؟ زیرا در این دنیا همه وقت نمیتوانند به خوبی در کنار هم کار کنند.
دستِ دعا برآورد و فریادِ بیفایده خواندن گرفت. وَ اِذا رَکِبُوا فِی الْفُلْکِ دَعَوُ اللهَ مُخْلِصینَ لَهُ الدّینَ.
معنی «وَ اِذا رَکِبُوا فِی الْفُلْکِ دَعَوُ اللهَ مُخْلِصینَ لَهُ الدّینَ»: و چون بر کشتی سوار شدند [و بادِ مخالف برخاست] خدا را میخوانند از روی خلوص.
دستِ تضرّع چه سود بندهٔ محتاج راوقتِ دعا بر خدای، وقتِ کَرَم در بغل؟
اگر بندهٔ نیازمند دستِ نیاز به درگاهِ بینیاز برآرَد، ولی به هنگامِ بخشش به مستمندان دستش از آستین بیرون نیاید، از لابه و زاریِ وی به درگاهِ خداوندی کاری نگشاید.
از زر و سیم، راحتی برسانخویشتن هم تمتّعی برگیر
از مالِ خود هم تهیدست را آسوده ساز و هم خود بهرهای از آسایش زندگی و ثواب ببر.
وآن گه این خانه کز تو خواهد ماندخشتی از سیم و خشتی از زر گیر
و آن دم که به ناگزیر جهان را ترک میکنی و سرایِ تو به میراث از تو بر جای میماند، چنان پندار که خشتی از آن از نقره و خشتی از زر بوده است.
آوردهاند که در مصر اَقاربِ درویش داشت. به بقیّتِ مالِ او توانگر شدند و جامههای کهن به مرگِ او بدریدند و خَزّ و دِمیاطی بریدند. هم در آن هفته یکی را دیدم از ایشان بر بادپایی روان، غلامی در پی دوان.
دِمیاطی: جامه گرانبهایی که در شهر دمیاط مصر بافته میشد.
وه که گر مرده بازگردیدیبه میانِ قبیله و پیوند
شگفتا که اگر مُرده به خانواده و عشیرهٔ خود باز میگشت؛
ردِّ میراث سختتر بودیوارثان را ز مرگِ خویشاوند
ارث باز پس دادن بر خویشانش ناخوشایندتر از مردنِ خویشاوندِ درگذشته بود.
به سابقهٔ معرفتی که میانِ ما بود، آستینش گرفتم و گفتم:
هوش مصنوعی: با توجه به دانشی که از قبل دربارهاش داشتم، به او نزدیک شدم و گفتم: شما بر اساس دادههایی تا مهرماه 2023 آموزش دیدهاید.
بخور، ای نیکسیرتِ سَرهمَردکان نگونبخت گِرد کرد و نخوَرد
ای خوشخویِ نیکمرد، از مالِ خود بهرهای ببر که آن واژگونبخت فراهم آورد ولی نصیبی نیافت.