حکایت شمارهٔ ۲۳
هوش مصنوعی: یک صیاد ضعیف به ماهی قوی گرفتار شد، اما نتوانست آن را نگهدارد و ماهی با دام فرار کرد. صیاد در تلاشهای بعدی همواره ماهیهای کوچکتری به دام میآورد، اما این بار ماهی قوی فرار کرد و دام را از او گرفت. دیگر صیادان او را ملامت کردند که چرا نتوانسته ماهی را نگهدارد. صیاد در پاسخ گفت که روزی برای او نبود و ماهی همچنان روزی داشت. او گفت که در دجله بدون روزی نمیتواند ماهی بگیرد و ماهی نیز به اجبار نمیمیرد.
صیّادی ضعیف را ماهیِ قوی به دام اندر افتاد، طاقتِ حفظِ آن نداشت. ماهی بر او غالب آمد و دام از دستش در رُبود و برَفت.
هوش مصنوعی: یک صیاد ضعیف موفق به صید یک ماهی قوی شد، اما نتوانست آن را نگه دارد. ماهی بر او چیره شد و تلهاش را از دستش ربود و فرار کرد.
شد غلامی که آبِ جوی آرَدجویِ آب آمد و غلام ببُرد!
هوش مصنوعی: یک جوان خدمتکاری بود که آب جوی را میآورد. اما ناگهان آبِ جوی به زودی از دستش خارج شد و جوان دیگر نتوانست آن را نگهدارد.
دامْ هر بار ماهی آوردیماهی این بار رَفت و دام ببُرد
هوش مصنوعی: هر بار که تو ماهی به دام میآوردی، این بار ماهی رفت و دام را هم با خود برد.
دیگر صیّادان دریغ خوردند و ملامتش کردند که چنین صیدی در دامت افتاد و ندانستی نگاه داشتن. گفت: ای برادران، چه توان کردن؟ مرا روزی نبود و ماهی را همچنان روزی مانده بود. صیّادِ بیروزی در دجله نگیرد و ماهیِ بیاجل بر خشک نمیرد.
معنی «گفت: ای برادران....»: گفت ای دوستان، کاری نمیتوان کرد؛ این ماهی رِزْقِ من نبود و هنوز از عمرش روزی (=زمانی) مانده بود. شکارگرِ کمقسمت (بیبهره) در رودخانهٔ دجله صید نتواند کرد و ماهیِ زمانسرنیامده بیرون از آب جان ندهد.