حکایت شمارهٔ ۱
هوش مصنوعی: یکی از وزرای کشور پسری داشت که بسیار نادان بود. او تصمیم گرفت پسرش را به یکی از دانشمندان بسپارد تا او را تربیت کند و عاقل نماید. اما پس از مدتی، دانشمند به وزیر پیام فرستاد و گفت که تلاشهایش بیفایده بوده و پسر همچنان بیعقل و نادان باقی مانده است. در اینجا به این نکته اشاره میشود که اگر اصل یک فرد خوب نباشد، تربیت و آموزش تأثیر زیادی نخواهد داشت. مانند آهن بیکیفیت که هیچ صیقل و نیکی از آن بهدست نمیآید. همچنین مثالهایی از حیوانات آورده میشود که حتی با بهترین شرایط هم تغییر نمیکنند، مانند خر که حتی اگر به مکه برده شود، بازهم خر خواهد ماند.
یکی را از وزرا پسری کودن بود. پیش یکی از دانشمندان فرستاد که مر این را تربیتی میکن مگر که عاقل شود. روزگاری تعلیم کردش و مؤثر نبود. پیش پدرش کس فرستاد که این عاقل نمیباشد و مرا دیوانه کرد.
هوش مصنوعی: یکی از وزرا پسری بیفهم داشت. او پسرش را به نزد یکی از دانشمندان فرستاد تا او را تربیت کند و عاقل شود. مدتی را مشغول آموزش او کردند، اما نتیجهای نداشت. دانشمند به پدرش پیام فرستاد که این پسر عاقل نمیشود و من را دیوانه کرده است.
چون بود اصل گوهری قابلتربیت را در او اثر باشد
هوش مصنوعی: اگر طبیعت شخصی، مانند گوهر باارزش و قابل تربیت باشد، نشانههایی از آن در رفتار و ویژگیهای او دیده میشود.
هیچ صیقل نکو نداند کردآهنی را که بدگهر باشد
هوش مصنوعی: هیچ کس نمیتواند آهنی که ذات خوبی ندارد را به خوبی صاف کند و شکل دهد.
سگ به دریای هفتگانه بشویکه چو تر شد پلیدتر باشد
هوش مصنوعی: اگر سگی را به دریاهای هفتگانه بشویی، زمانی که او خیس شود، کثیفتر و آلودهتر خواهد بود.
خر عیسی گرش به مکه برندچون بیاید هنوز خر باشد
هوش مصنوعی: اگر الاغی را به مکه ببرند و او را با حالتی خاص در مکان مقدسی مشاهده کنند، وقتی که برگردد، باز هم الاغ خواهد بود و تغییر نمیکند.