حکایت شمارهٔ ۹
هوش مصنوعی: در تصانیف حکما آمده است که کژدم به گونهای خاص متولد میشود و مثل دیگر حیوانات از مادرش متولد نمیشود. بزرگتری شهادت داده است که این ویژگی، دلیل خاصی دارد و کژدم به خاطر رفتار خشنش با والدینش، دچار این سرنوشت شده است. پدر یک پسر به او وصیت میکند که به وفا با اهل خود اهمیت بدهد، چون کسی که با نزدیکانش وعده شکنی کند، هیچگاه محبوب و خوشبخت نخواهد شد. همچنین کژدم در پاسخی به سوالی درباره حضورش در زمستان میگوید که به خاطر حرمت تابستان، نیازی به حضور در زمستان ندارد.
در تصانیف حکما آوردهاند که کژدم را ولادتِ معهود نیست چنانکه دیگر حیوانات را، بل احشای مادر را بخورند و شکمش را بدرند و راه صحرا گیرند و آن پوستها که در خانه کژدم بینند اثر آن است. باری این نکته پیش بزرگی همیگفتم، گفت دل من بر صدق این سخن گواهی میدهد و جز چنین نتوان بودن، در حالت خردی با مادر و پدر چنین معاملت کردهاند لاجرم در بزرگی چنین مقبلند و محبوب!
هوش مصنوعی: در نوشتههای حکما آمده است که کژدم به طور طبیعی متولد نمیشود، مانند دیگر حیوانات که در شکم مادر پرورش مییابند. بلکه آنها ابتدا احشای مادر را میخورند و سپس به دنبال راهی به دشت میروند. پوستهایی که در لانه کژدم دیده میشود، نشانه این موضوع است. زمانی این نکته را با یکی از بزرگان در میان گذاشتم و او گفت که دلش بر صدق این سخن گواهی میدهد. به اعتقاد او، این وضعیت در دوران خردسالی به خاطر رفتارهای خاص با والدین ایجاد میشود و به همین دلیل در دوران بزرگسالی نیز با چنین وضعیتی مواجه هستند و مورد محبت قرار میگیرند.
پسری را پدر وصیت کردکای جوانبخت یاد گیر این پند
هوش مصنوعی: پدر به پسرش وصیت کرد که ای جوان خوشبخت، این نصیحت را به خاطر بسپار و یاد بگیر.
هر که با اهل خود وفا نکندنشود دوستروی و دولتمند
هوش مصنوعی: هر کسی که به خانواده و نزدیکانش وفادار نباشد، نمیتواند دوست و ثروتمند واقعی شود.
کژدم را گفتند: چرا به زمستان به در نمیآیی؟ گفت: به تابستانم چه حرمت است که به زمستان نیز بیایم؟!
هوش مصنوعی: کژدم را پرسیدند چرا در فصل زمستان بیرون نمیآیی؟ او پاسخ داد: اگر نسبت به تابستان هیچ ارزشی قائل نیستم، چرا باید در زمستان بیرون بیایم؟