حکمت شمارهٔ ۳
دانش با عمل کردن به آن موجب تحول و پیشرفت می شود و علم بی عمل به درد نمی خورد چنان که اگر ثروت داشته باشی و از آن استفاده نکنی با نداشتن آن ثروت توفیقی ندارد
دو کس رنج بیهوده بردند و سعی بیفایده کردند: یکی آن که اندوخت و نخورد و دیگر آن که آموخت و نکرد.
دو کس تلاش بیهوده کردند و زحمت بدون نتیجه داشتند یکی آنکه ثروتی را جمع کرد و از آن استفاده نکرد و دیگری آنکه علمی را آموخت ولی هرگز بکار نگرفت
علم چندان که بیشتر خوانیچون عمل در تو نیست نادانی
هرچقدر هم تحصیلاتت را بیشتر کنی و بر علمت بیافزایی تا وقتی که از آن استفاده نکنی و دانشت را بکار نگیری به درد نمی خورد (نادان هستی که چنین کار بی فایده ایی را انجام دادی)
نه محقّق بود نه دانشمندچارپایی بر او کتابی چند
حیوان چهارپایی که در خورجینش کتاب گذاشتهاند نه دانشمند است نه پژوهشگر (تو نیز مانند آن چهارپا هستی که فقط آن علوم را در سرت نگه داشتی)
آن تهیمغز را چه علم و خبرکه بر او هیزم است یا دفتر
آن چهارپا چه می داند که بر او بار هیزم گذاشتهاند یا کتاب چرا که نمی تواند از هردو استفاده کند و عقل و شعور ندارد و فقط حمال آن ها است (مانند انسانی که از علمش استفاده نمی کند و فقط فضای ذهنش را با آن اشغال کرده و آن را حمل می کند)