غزل شمارهٔ ۱۲۳
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به شدت از وفاداری و عشق به معشوق سخن میگوید و تأکید میکند که صبرش از نیکو رویان کاهش یافته است. او در جستجوی دل گمشدهاش در شهر است، اما هیچکس نیست که همچون او به دنبال مطلوب خود باشد. او به دلبندش که زیبای دلربایی است اشاره میکند و میگوید که هیچکس از او خبر ندارد. همچنین به دوستش میخواهد که خبری از معشوق بیاورد، زیرا از بدگوییها و دشمنیها بیخبر است. او معتقد است که مرد باید سختیها را تحمل کند و فقط از وضع بدخویان نالیدنی نیست. در پایان، شاعر از خواجه میخواهد که او را نکوهش نکند، زیرا هیچ انسانی نیست که قلبش به سوی زیبای جویان نرود.
در من این هست که صبرم ز نکورویان نیستاز گل و لاله گزیرست و ز گلرویان نیست
در من این هست: در من این حالت و شیوه وجود دارد / گزیر: چاره و علاج / تشبیه مضمر و تفضیلی: تشبیه معشوقان گلرو به گل و لاله و برتری آنها به این دو / معنی: در وجود من چیزی است که سبب میشود که نتوانم دوری زیبارویان را طاقت بیاورم. برای ندیدن گل و لاله چارهای دارم، امّا برای جدایی از معشوقان زیبارو بیطاقتم و چارهای ندارم. - منبع: شرح غزلهای سعدی
دلِ گمکرده در این شهر نه من میجویمهیچ کس نیست که مطلوب مرا جویان نیست
مطلوب: خواسته، مقصود و منظور / کنایه: مطلوب (معشوق و محبوب) / جناس اشتقاق: می جویم، جویان / معنی: این فقط من نیستم که در این شهر به دنبال دلِ از کف رفتهام میگردم، بلکه باید گفت هیچ کس نیست که خواهان معشوق من نباشد و همه در جستوجوی او هستند. - منبع: شرح غزلهای سعدی
آن پریزادهٔ مهپاره که دلبند منستکس ندانم که به جان در طلبش پویان نیست
دانستن: شناختن / پویان: پوینده و شتابان / کنایه: پریزاده، مهپاره، دلبند (معشوق زیبارو) / معنی: کسی را نمیشناسم که از صمیم قلب خواهان یار دلبند من نباشد، یاری که گویی در زیبایی از نژاد پریان است و به ماه میماند. - منبع: شرح غزلهای سعدی
ساربانا! خبر از دوست بیاور که مراخبر از دشمن و اندیشهٔ بدگویان نیست
ساربان: (بان پسوند محافظت و نگهداری است و سار به معنی شتر است)، کاروانسالار، کسی که پیشاپیش شتران حرکت میکند و آنها را هدایت میکند. / اندیشه: ترس و بیم / تضاد: دوست، دشمن / معنی: ای ساربان، برای من خبر و پیامی از دوست بیاور، زیرا من از خصم خود بیخبرم و از بدگویان و ملامتگران هم واهمهای ندارم. - منبع: شرح غزلهای سعدی
مرد باید که جفا بیند و منت داردنه بنالد که مرا طاقت بدخویان نیست
منّت داشتن: مرهون احسان کسی بودن و احسان وی را پذیرفتن / معنی: مرد راه عاشقی کسی است که جور و جفای معشوق را تحمّل نماید و آن را منّت و احسانی بر خود بشمارد، نه اینکه ناله سر دهد و بگوید که نمیتوانم رقیبان و ملامتگران را تحمّل نمایم. - منبع: شرح غزلهای سعدی
عیب سعدی مکن ای خواجه! اگر آدمییکآدمی نیست که میلش به پریرویان نیست
خواجه: لقبی است برای وزیران، آقا و سرور، شخص بزرگ و مهتر / آدمی: انسان / معنی: ای بزرگوار، اگر آدمی هستی، سعدی را به دلیل دلدادگی و عشق سرزنش نکن، زیرا کسی که به زیبارویان تمایلی ندارد، در زمرهٔ آدمیان به شمار نمیآید. - منبع: شرح غزلهای سعدی / دکتر محمدرضا برزگر خالقی / دکتر تورج عقدایی