غزل شمارهٔ ۱۷۱
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عمیق عشق و وابستگی شاعر به معشوق اشاره دارد. شاعر از نسیم صبحگاهی سخن میگوید که بوی محبوبش را به همراه دارد و دل او را آرام میکند. او به زیبایی طبیعت و گل و لاله اشاره میکند که به پای سرو (معشوق) افتادهاند. عشق او به قدری عمیق است که هر نشانی از راه سلامت، به خاطر عشقش است. شاعر به طراوت و زیبایی چهره محبوبش مینگرد و دلهره و فراق را تجربه میکند. در نهایت، او به بار سنگینی که عشق بر دوش او گذاشته اشاره کرده و به حالتی از ضعف و درماندگی میرسد.
مگر نسیم سحر بوی یار من داردکه راحت دل امیدوار من دارد
مگر: قید تأکید است، همانا، بهراستی / نسیم سحر:
بوی خوش صبحگاهی. / معنی: بیتردید نسیم صبحگاهی بوی یار مرا به همراه آورده است
که این گونه موجب آرامش دل امیدوار من گشته است. - منبع: شرح غزلهای سعدی
به پای سرو درافتادهاند لاله و گلمگر شمایل قد نگار من دارد
لاله: «گیاهی است از تیره سوسنیها که دارای پیاز
میباشد و برگهایش دراز است و ساقه گلدهنده از وسط برگها خارج میشود. گل لاله از
سه گلبرگ و سه کاسبرگ رنگین به شکل گلبرگها تشکیل شده و در حدود ۵۰ گونه از این
گیاه شناختهشده است. به مناسبت داغ سیاهی که در میان نوعی لاله دیده میشود آن را
لالهٔ داغدار، لاله دلسوخته و لاله دلسوز خوانند و همین گیاه است که لاله خودروی
هم خوانده میشود، شقایق» (گل و گیاه در ادبیات منظوم فارسی) / مگر: قید تأکید است، همانا، بهدرستی /
شمایل: -> ۸۴٫۶ / نگار: -> ۱۳٫۸ / تشبیه مضمر: قد نگار به سرو مانند شده است
/ تناسب: سرو، لاله، گل / استعاره مکنیه:
پای سرو و نیز لاله و گل (به قرینهٔ به پای کسی افتادن). / معنی: لاله و گل سر بر
قدم سرو نهادهاند، حتماً سرو بوستانی ویژگیهای یار مرا دارد که لاله و گل در
برابرش به خاک افتادهاند. - منبع: شرح غزلهای سعدی
نشان راه سلامت ز من مپرس که عشقزمام خاطر بیاختیار من دارد
زمام: مهار و اختیار / خاطر: فکر و اندیشه، دل /
تشبيه: سلامت به راه (اضافه تشبیهی) / استعارهٔ مکنيه: عشق (به قرینه زمامداری و
نیز زمام خاطر). / معنی: من از سلامت بیخبرم، نشان
راه آن را از من مپرس؛ زیرا زمام خاطرم به دست عشق سپرده شده و از خویش اختیاری
ندارم. - منبع: شرح غزلهای سعدی
گلا و تازه بهارا تویی که عارض توطراوت گل و بوی بهار من دارد
بهار ( اول ): ← ۲۲٫۸ / عارض: چهره، دو طرف گونه و
صورت. / استعاره مکنیه (تشخیص): گل و بهار (به قرینه مورد خطاب واقع شدن) /
استعاره مصرحه: گل و بهار (معشوق) / جناس
تام: بین دو «بهار و شکوفه و ربیع» / لف و نشر: گل و بهار، طراوت و بو. / معنی: ای
گل و ای شکوفه تازهرسته، شما آنانی هستید که چهرهتان طراوت و بوی خود را از یار
من به وام گرفته است. - منبع: شرح غزلهای سعدی
دگر سر من و بالین عافیت هیهاتبدین هوس که سر خاکسار من دارد
«واو» معنی ملازمت و همراهی دارد / عافیت:
سلامت، نجات و رستگاری که نتیجه دوری از خلق و دنیای مادی است / هیهات: ->
۱۷٫۱۰ / کنایه: خاکسار (خوار و ذلیل و بیچاره). / معنی: با این عشقی که در سر خوار و بیچارهام افتادهاست بعید است که
بعد از این سر من با بالین عافیت قرین باشد! - منبع: شرح غزلهای سعدی
به هرزه در سر او روزگار کردم و اوفراغت از من و از روزگار من دارد
من عمر خود را بیهوده در راه عشق او سپری کردم اما او از من و زندگی من فارغ و بی خبر است
مگر به درد دلی بازماندهام یا ربکدام دامن همت غبار من دارد
مگر: قید تأکید است، همانا، بهدرستی / یارب: شبه
جمله است که برای شگفتی نیز به کار می
رود، خدایا / همت ← ۱۱۵٫۱۱ / تشبیه: همت به دامن (اضافه تشبیهی). / معنی: خدایا
حاصلم از عشق، درد دلی است که برایم مانده است! غبار من به کدام دامن همتی مینشیند
و چه کسی غم مرا خواهد خورد؟ - منبع: شرح غزلهای سعدی
به زیر بار تو سعدی چو خر به گل درمانددلت نسوخت که بیچاره بار من دارد
کنایه: چو خر در گل درماندن (عاجز و درمانده شدن )
/ استعاره مصرحه: بار (غم عشق) / معنی: سعدی در زیر بار تو چونان خری به گل فرو
شده است؛ اما تو دلت به حال وی نسوخت که بگویی بیچاره به خاطر بار سنگین من در گل
مانده است. - منبع: شرح غزلهای سعدی / دکتر محمدرضا برزگر خالقی / دکتر تورج عقدایی