غزل شمارهٔ ۲۶۱
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عمیق فراق و عشق میپردازد. شاعر به شب زیبایی اشاره میکند که در آن یاد دوستش به او الهام میبخشد. او در جستجوی محبت دوست است و به تلخیهای دوری از او اعتراف میکند. شاعر در نظر دارد که دیگر از درد جدایی سخن نگوید، زیرا صبرش میوهای شیرین به بار آورده است. زیبایی دوست را به گونهای توصیف میکند که قابل مقایسه نیست و تلاش میکند احساساتش را از طریق نمادهایی مانند قمر و باغ به تصویر بکشد. در نهایت، شاعر به غم و غصهای اشاره میکند که نه تنها دشوار، بلکه غیرقابل تحمل است و از این رو به سرنوشت و خوشیهایی که عشق میتواند به همراه داشته باشد، فکر میکند.
یا رب شب دوشین چه مبارک سحری بودکاو را به سرِ کُشتهٔ هجران گذری بود
معنی: خدایا، سحرگاه شب پیشین چه
میمون و مبارک بود زیرا او در آن سحر بر هر کسی که بر اثر هجران از پای درآمده
بود، گذر کرد. / يارب: ← ۷٫۸ - منبع: شرح غزلهای سعدی
آن دوست که ما را به ارادت نظری هستبا او مگر او را به عنایت نظری بود
هوش مصنوعی: دوستی که ما به او علاقهمندیم، آیا او هم به ما توجه و نگاهی محبتآمیز دارد؟
مِن بعد حکایت نکنم تلخی هجرانکآن میوه که از صبر برآمد شِکری بود
معنی: از این پس از شرنگ دوری چیزی
نمیگویم؛ زیرا ثمری که از درخت شکیبایی حاصل شده، چونان شکر شیرین بود. / تضاد: تلخی، شکر؛ اشاره است به گیاه صبر که تلخ است؛ ولیکن برِ شیرین دارد. -> 95/11 - منبع: شرح غزلهای سعدی
رویی نتوان گفت که حسنش به چه ماندگویی که در آن نیمشب از روز دری بود
هوش مصنوعی: توان گفت که جمال او چه شباهتی دارد، گویی در نیمه شب که تاریکی است، در روز روشنایی درگاهی وجود دارد.
گویم قمری بود کس از من نپسنددباغی که به هر شاخ درختش قمری بود
معنی: اگر بگویم او چون ماهی بود
کسی از من نخواهد پسندید؛ زیرا او باغی است که بر هر شاخه آن یک ماه میدرخشد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
آن دم که خبر بودم از او تا تو نگوییکز خویشتن و هر که جهانم خبری بود
معنی: مبادا بپندارید در آن لحظهای
که از او خبر داشتم از خود و هر که در جهان هست آگاه بودم. - منبع: شرح غزلهای سعدی
در عالم وصفش به جهانی برسیدمکاندر نظرم هر دو جهان مختصری بود
معنی: در حالت وصف او به دنیایی
رسیدم که هر دو جهان پیش من اندک و ناچیز بود. - منبع: شرح غزلهای سعدی
من بودم و او نی قلم اندر سر من کشبا او نتوان گفت وجود دگری بود
کنایه: قلم اندر سر کسی کشیدن (خط
بطلان بر سر کسی کشیدن و او را نادیده انگاشتن) / معنی: من پنداشتم که من بودم و
او، نه! به حقیقت من با وجود او نبودم، مرا ندیده بگیر؛ زیرا با بودن او نمیتوان از وجود دیگری دم زد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
با غمزهٔ خوبان که چو شمشیر کشیدهستدر صبر بدیدم که نه محکمسپری بود
معنی: در برابر غمزههای او که مثل
شمشیری آخته است، دریافتم که صبر و شکیبایی من سپری محکم نیست. - منبع: شرح غزلهای سعدی
سعدی! نتوانی که دگر دیده بدوزیکآن دل بربودند که صبرش قدری بود
معنی: ای سعدی، دیگر نمیتوانی از
تماشای او چشم بپوشی؛ زیرا آن دلی که اندکی صبر در آن بود به غارت رفت. - منبع: شرح غزلهای سعدی / دکتر محمدرضا برزگر خالقی / دکتر تورج عقدایی