غزل شمارهٔ ۲۶۴
هوش مصنوعی: این متن به بیان فلسفهای درباره ارتباطات انسانی و عشق میپردازد. شاعر تأکید میکند که هر انسانی که به تنهایی و بدون همراهی به تماشای دنیا برود، نمیتواند به حقیقت برسد. او به زیباییهای زندگی اشاره میکند و میگوید که غم و درد را نمیتوان به سادگی نادیده گرفت. همچنین، عشق واقعی و وفاداری برتر از هر چیز دیگری است و آنهایی که از این عشق میگریزند، در نهایت به بایدهای زندگی دست نخواهند یافت. شاعر در پایان به یادآوری اهمیت دوستی و عشقهای پایدار میپردازد و تأکید میکند که محبت واقعی هرگز فراموش نمیشود.
هر که مجموع نباشد به تماشا نرودیار با یار سفرکرده به تنها نرود
معنی: هر کس که ذهنی مجموع و خاطری
آسوده نداشته باشد، به گشت و گذار و سیر و تفرج نمیرود. آری، یاری که با محبوب
خود سفر کرده باشد، تنها نیست. - منبع: شرح غزلهای سعدی
باد آسایش گیتی نزند بر دل ریشصبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود
هوش مصنوعی: نوید خوشبختی و آرامش در دنیا به دلهای رنجور نمیرسد و روشنایی صبح صادق تا زمانی که شب یلدا طی نشود، نخواهد آمد.
بر دلآویختگان، عرصهٔ عالم تنگستکآن که جایی به گل افتاد دگر جا نرود
هوش مصنوعی: برای افرادی که دل به عشق سپردهاند، دنیای اطرافشان تنگ و محدود است، زیرا وقتی دل در جایی گرفتار شده، دیگر نمیتواند به مکانهای دیگر سر برآورد.
هرگز اندیشهٔ یار از دل دیوانهٔ عشقبه تماشای گل و سبزه و صحرا نرود
هوش مصنوعی: هرگز دلم از یاد محبوب و دیوانگی عشق به تماشای گل و چمن و دشت نمیپرد.
به سر خار مغیلان بروم با تو چنانبه ارادت که یکی بر سر دیبا نرود
معنی: اگر با تو باشم آنچنان با
اشتیاق پای بر خار مغیلان نهاده، بر آن راه میروم که کسی نتواند بدآنسان بر سر
حریر راه برود. - منبع: شرح غزلهای سعدی
با همه رفتن زیبای تذرو اندر باغکه به شوخی برود پیش تو زیبا نرود
هوش مصنوعی: با وجود اینکه تذروی زیبا به باغ میرود، هرگز نمیتواند به زیبایی تو نزدیک شود.
گر تو ای تخت سلیمان! به سر ما زین دسترفت خواهی عجب ار مورچه در پا نرود
معنی: ای تخت روان عشق که چون مرکب
سلیمان، از سر ما خواهی گذشت، شگفت نیست که با این شکوه، من چون موری ناتوان در
زیر پای این کوکبه نمانم! - منبع: شرح غزلهای سعدی
باغبانان به شب از زحمت بلبل چونندکه در ایام گل از باغچه غوغا نرود
معنی: باغبانان در شبهای بهار که
در اثر رونق و رواج گلها غوغای بلبلان از باغچه بیرون نمیرود، چه خواهند کرد؟ - منبع: شرح غزلهای سعدی
همه عالم سخنم رفت و به گوشت نرسیدآری آن جا که تو باشی سخن ما نرود
معنی: قصه عاشقی من در همه عالم
شنیده شد؛ اما به گوش تو نرسید. آری، هر جا که تو باشی همه چیز حول محور تو میچرخد
و کسی به داستان من گوش نمیدهد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
هر که ما را به نصیحت ز تو میپیچد رویگو به شمشیر که «عاشق به مدارا نرود»
معنی: هر کس که میخواهد ما را با
پند دادن از تو رویگردان نماید، به او بگو که عاشق را با شمشیر براند؛ زیرا عاشق با مدارا از معشوق
جدا نخواهد شد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
ماهِ رخسار بپوشی تو بت یغماییتا دل خلقی از این شهر به یغما نرود
هوش مصنوعی: اگر تو چهرهات را بپوشانی، ای معشوقه زیبا، تا دلهای مردم این شهر از زیباییات ربوده نشود، بدین ترتیب دیگران عاشق تو نخواهند شد و دلهایشان آسیب نخواهد دید.
گوهر قیمتی از کام نهنگان آرندهر که او را غم جانست به دریا نرود
معنی: صیادان مروارید برای صید گوهر
گرانبها باید با نهنگان بستیزند. آری، هرکس که به جان خویش میاندیشد، نباید به
دریا رود. - منبع: شرح غزلهای سعدی / دکتر محمدرضا برزگر خالقی / دکتر تورج عقدایی
سعدیا بار کش و یار فراموش مکنمهر وامق به جفا کردن عذرا نرود
هوش مصنوعی: سعدی، ای یار! بار غم را به دوش بکش و فراموش نکن محبت و عشق وامق را، زیرا اینکه عذرا به او جفا میکند، به معنی فراموشی عشق نیست.