غزل شمارهٔ ۲۶۵
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر حالتها و احساسات عاشقانه است و تأکید میکند که عاشق واقعی هرگز از عشق و زیبایی غافل نمیشود. شاعر میگوید که کسانی که مشکلات و دردهای عاطفی دارند، نمیتوانند به راحتی از عشق و زیبایی فاصله بگیرند. حتی اگر موقعیتها و دردها سخت باشد، عشق و یاد معشوق، همواره در دل باقی میماند. همچنین، عشق حقیقی و صادقانه قابل انکار نیست و هیچ چیزی نمیتواند آن را از بین ببرد. در نهایت، شاعر اعتراف میکند که اگر بخواهد به شرح غمها بپردازد، وقت کافی نخواهد داشت، زیرا عشق و درد آن به پایان نمیرسند.
هر که را باغچهای هست به بستان نرودهر که مجموع نشستهست پریشان نرود
معنی: هر کس باغچهای برای گشایش دل
داشته باشد، به باغ و بستان نمیرود و هر کس با خاطری آسوده آرام گرفته باشد،
پریشان نمیشود. - منبع: شرح غزلهای سعدی
آن که در دامنش آویخته باشد خاریهرگزش گوشهٔ خاطر به گلستان نرود
/ معنی: هر کس که خار غم
عشق به دامنش خلیده و او را گرفتار کرده باشد، دلش هوای بستان نمیکند. - منبع: شرح غزلهای سعدی
سفر قبله دراز است و مجاور با دوستروی در قبلهٔ معنی به بیابان نرود
معنی: سفر مکه راه درازی است و کسی
که به حقیقت و معنی که چونان قبلهای است روی کرده و در کنار معشوق نشسته است هرگز
به بیابانهای کعبه گام
نمینهد. / قبله: ۸۵٫۲
گر بیارند کلیدِ همه درهای بهشتجانِ عاشق به تماشاگه رضوان نرود
هوش مصنوعی: اگر همه درهای بهشت را به رویش بگشایند، جان عاشق هرگز به تماشای جایی که رضوان در آن است، نخواهد رفت.
گر سرت مست کند بوی حقیقت روزیاندرونت به گل و لاله و ریحان نرود
هوش مصنوعی: اگر وقتی سر تو شوری و حال خوشی ایجاد کند، بوی حقیقت روزی در دل تو نمیگذارد که در عشق گل و لاله و ریحان غرق شوی.
هر که دانست که منزلگه معشوق کجاستمدّعی باشد اگر بر سرِ پیکان نرود
مدعی: ۱۸٫۲ / معنی: آن کس که بداند
سر منزل معشوق کجاست، اگر در برابر پیکان او سینه سپر نکند، لافزنی بیش نیست. - منبع: شرح غزلهای سعدی
صفتِ عاشقِ صادق به درستی آن استکه گَرَش سر برود از سر پیمان نرود
هوش مصنوعی: عاشق راستین کسی است که حتی اگر جانش را هم فدای عشق کند، از وعده و قولی که داده است، دست نمیکشد.
به نصیحتْگرِ دلشیفته میباید گفتبرو ای خواجه که این درد به درمان نرود
هوش مصنوعی: به فردی که نصیحت میکند و دلش درگیر عشق است، باید گفت که برو، چون این مشکل هیچ راه حلی ندارد و به درمان نمیرسد.
به ملامت نبرند از دلِ ما صورتِ عشقنقش بر سنگ نبشتهست به طوفان نرود
هوش مصنوعی: محبت و عشق حقیقی در دل ما جاودانه است و هیچکس نمیتواند به ما انتقاد کند. این عشق همانند نقشی است که بر سنگ حک شده و هیچ طوفانی نمیتواند آن را محو کند.
عشق را عقل نمیخواست که بیند لیکنهیچ عیّار نباشد که به زندان نرود
تقابل عقل و عشق: -> ۱۳۶٫۶ /
عیّار: ۴۹٫۲ / معنی: عقل نمیخواست که عشق را بنگرد؛ اما همانطور که هیچ عیّاری
نیست که کارش به بند و زندان نکشد، عشق هم به زندان عقل افتاد. - منبع: شرح غزلهای سعدی / دکتر محمدرضا برزگر خالقی / دکتر تورج عقدایی
سعدیا گر همه شب شرح غمش خواهی گفتشب به پایان رَوَد و شرح به پایان نرود
هوش مصنوعی: ای سعدی، اگر بخواهی هر شب درباره درد و غمهایش صحبت کنی، شب به پایان میرسد اما داستان غمها هیچگاه تمام نخواهد شد.