غزل شمارهٔ ۲۶۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف زیباییهای یک سرو بلند که به صحرا میرود میپردازد. او از زیبایی و تاثیر این سفر میگوید و سوال میکند که کدام باغ از او خوشتر است. شاعر در ادامه بیان میکند که هر موجودی که در این مسیر مشاهده میشود، تحت تاثیر این زیبایی قرار میگیرد. او همچنین به مشکلات اهل دل اشاره میکند که با رفتن این محبوب، دلشان به درد آمده است. در نهایت، شاعر از عشق و احساساتی که در دلها وجود دارد سخن میگوید و میگوید که این عشق کار عقل را نیز تحت تاثیر قرار میدهد.
سروبالایی به صحرا میرودرفتنش بین تا چه زیبا میرود
معنی: یار بلند بالا به صحرا میرود. به رفتنش بنگر که چه زیبا میخرامد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
تا کدامین باغ از او خرمترستکاو به رامش کردن آنجا میرود
هوش مصنوعی: به کدامیک از باغها که او به شادمانی و خوشی به آنجا میرود، زیبایی و شادابی بیشتری دارد؟
میرود در راه و در اجزای خاکمرده میگوید مسیحا میرود
معنی: هنگامی که او بر اجزای خاک
گام مینهد، مرده زنده میشود و میگوید: این مسیحا است که بر سر خاک به حرکت
درآمده است. / مسیحا: لقب حضرت عیسی (ع)، معرّب مشیخای سریانی که
به معنی مبارک است. - منبع: شرح غزلهای سعدی
این چنین بیخود نرفتی سنگدلگر بدانستی چه بر ما میرود
هوش مصنوعی: اگر میدانستی که چه درد و رنجی بر ما میگذرد، اینگونه بیتوجه و بیخود نمیرفتی، ای دل سنگی.
اهل دل را گو نگه دارید چشمکان پریپیکر به یغما میرود
معنی: به عاشقان بگو دل خویش را نگه
دارند؛ زیرا آن معشوق زیبای پریپیکر برای غارت دلها میرود. - منبع: شرح غزلهای سعدی
هر که را در شهر دید از مرد و زندل ربود اکنون به صحرا میرود
هوش مصنوعی: هر کسی که در شهر با او برخورد میکرد، چه مرد و چه زن، دلش را به دست میآورد. حالا او به دشت و صحرا میرود.
آفتاب و سرو غیرت میبرندکآفتابی سروبالا میرود
معنی: آفتاب و سرو حسرت میبرند و
رشک میخورند که سروبالایی تابنده و بلندقامتتر از آنان به حرکت درآمده است.
باغ را چندان بساط افکندهاندکآدمی بر فرش دیبا میرود
هوش مصنوعی: در باغ به قدری زیبایی و جاذبه وجود دارد که انسان احساس میکند بر فرشی نرم و مجلل قدم میزند.
عقل را با عشق زور پنجه نیستکار مسکین از مدارا میرود
هوش مصنوعی: عشق بر عقل برتری دارد و در مقابل قدرتش نمیتواند مقاومت کند. فرد بیچاره تنها میتواند با نرمخویی و صلحطلبی زندگی کند.
سعدیا دل در سرش کردی و رفتبلکه جانش نیز در پا میرود
معنی: ای سعدی، دل در راه عشق او
فدا کردی و این گذشت. اکنون میبینی که جان نیز در گامهای او نثار میشود. - منبع: شرح غزلهای سعدی / دکتر محمدرضا برزگر خالقی / دکتر تورج عقدایی