غزل شمارهٔ ۳۳۱
هوش مصنوعی: این شعر درباره درد و رنج عشق و وابستگی به محبوب است. شاعر میگوید که عشق و دلدادگی او را دچار مشکلات و رنجهای زیادی کرده و از اینرو از کسی کمک نمیخواهد، چرا که درد او تنها از طبیب خاص خود ناشی میشود. همچنین اشاره میکند که عاشق به رغم انتقاداتی که از سوی دیگران میبیند، نمیتواند از محبوب خود جدا شود. او بیان میکند که عقل و منطق در برابر عشق ناتوانند و عشق مستقل از آنها عمل میکند. در پایان، شاعر به اهمیت دوست و عشق در زندگی اشاره میکند و میگوید که بدون دوست، حتی داشتن همه چیز هم ارزشی ندارد.
هر که هست التفات بر جانشگو مزن لاف مهر جانانش
هر کس که توجه به جان خود دارد، به او بگو: لاف و ادعای عشق جانان را مزن!
درد من بر من از طبیب من استاز که جویم دوا و درمانش
هوش مصنوعی: دردی که دارم از خود پزشک من است، پس باید به دنبال چه کسی برای درمان و دوا بگردم؟
آن که سر در کمند وی داردنتوان رفت جز به فرمانش
هوش مصنوعی: کسی که در دام عشق او گرفتار است، نمیتواند جز با اجازه و خواست او جایی برود.
چه کند بنده حقیر فقیرکه نباشد به امر سلطانش
AI: بنده ی کوچک و بیچیز چه کار میتواند بکند، اگر رییس و فرمانروا نباشد؟ (تصحیح AI: بندهٔ کوچک و بیچیز چه کار میتواند بکند، اگر گوش به فرمان رییس و فرمانروا نباشد؟)
ناگزیر است یار عاشق راکه ملامت کنند یارانش
هوش مصنوعی: یار عاشق ناچارا باید از دوستانش ملامت بشنود.
وآن که در بحر قلزم است غریقچه تفاوت کند ز بارانش
هوش مصنوعی: کسی که در عمق دریا غرق شدهاست، چه فرقی برایش میکند که باران ببارد.
گل به غایت رسید بگذاریدتا بنالد هزاردستانش
AI: گل به اوج شکوفایی خود رسیده است، بگذارید تا از درد و رنج هزاران دست که به آن رسیدهاند، ناله کند. (تصحیح AI: گل به اوج شکوفایی خود رسیده است، بگذارید تا بلبل برای آن ناله کند.)
عقل را گر هزار حجت هستعشق دعوی کند به بطلانش
هوش مصنوعی: اگرچه عقل دلیلهای زیادی برای خود دارد، عشق به راحتی میتواند آنها را نادیده بگیرد و ادعا کند که عقل در اشتباه است.
هر که را نوبتی زدند این تیردر جراحت بماند پیکانش
هوش مصنوعی: هر کسی که به او آسیب زدند، نشان آن تیری که به او اصابت کرده، تا مدتها باقی میماند.
نالهای میکند چو گریه طفلکه ندانند درد پنهانش
هوش مصنوعی: صدای نالهاش شبیه به گریه یک کودک است که کسی به درد واقعی او پی نمیبرد.
سخن عشق زینهار مگوییا چو گفتی بیار برهانش
هوش مصنوعی: در مورد عشق احتیاط کن و دربارهاش صحبت نکن. اگر هم خواستی صحبت کنی، دلیلی برای آن آماده داشته باش.
نرود هوشمند در آبیتا نبیند نخست پایانش
هوش مصنوعی: هیچ فرد باهوشی در آب نمیرود تا زمانی که پایان کار را نبیند.
سعدیا گر به یک دمت بیدوستهر دو عالم دهند مستانش
هوش مصنوعی: ای سعدی، اگر به یک اشارهات تمام دو جهان را به تو بدهند، اما بی دوست باشند، هیچ ارزشی نخواهد داشت.