غزل شمارهٔ ۳۳۴
هوش مصنوعی: در شعر، شاعر درباره حسی عمیق و عاشقانه سخن میگوید. او توصیف میکند که در روز قیامت، به شوق معشوق در آغوش او قرار میگیرد و با شراب خوشی از چشمهای ناب سیراب میشود. شاعر به زیبایی معشوق اشاره میکند و از احساسی که او نسبت به او دارد سخن میگوید. این عشق آنچنان عمیق است که حتی اگر خونش نیز بر زمین ریخته شود، این امر را برتر از بیتوجهی به پای معشوق میداند. او در نهایت بیان میکند که نیاز به نصیحتی از عقل ندارد و بهتر است هر کس به خود بپردازد و به جای پنهان کردن آتش درون، با آن رو به رو شود. در پایان، شاعر به جو رقابت و شگفتی نسبت به معشوق اشاره کرده و از دیگران میخواهد که در مورد او بپرسند، زیرا خود در حال حیرت و شگفتی از حسن اوست.
قیامت باشد آن قامت در آغوششراب سلسبیل از چشمهٔ نوش
معنی: اگر آن قامت بلند را در آغوش
گیرم، چه قیامتی بر پای خواهد شد! و چه لذتبخش است که از لبان او که به چشمه نوش
میماند، آب چشمه بهشتی سلسبیل را بنوشم! - منبع: شرح غزلهای سعدی / دکتر محمدرضا برزگر خالقی / دکتر تورج عقدایی
غلام کیست آن لعبت؟ که ما راغلام خویش کرد و حلقه در گوش
آن زیبارو غلام کیست که
ما را غلام حلقه به گوش خود کرده است؟
پریپیکر بتی کز سحر چشمشنیامد خواب در چشمان من دوش
زیبارویی پریپیکر که با جادوی چشمش خواب را از چشمان من ربود.
نه هر وقتم به یادِ خاطر آیدکه خود هرگز نمیگردد فراموش
هوش مصنوعی: هر زمان که یادش به ذهنم میآید، میدانم که هیچگاه فراموش نخواهد شد.
حلالش باد اگر خونم بریزدکه سر در پای او خوشتر که بر دوش
AI تصحیحشده: اگر قرار باشد که خونم ریخته شود، پس بهتر است که این اتفاق (توسط او) بیفتد (و حلال او باد). (سرم در پای او بیفتد بهتر است) تا اینکه سرم بر دوشم باشد.
نصیحتگوی ما عقلی نداردبرو گو «در صلاح خویشتن کوش»
هوش مصنوعی: نصیحت کننده ما فهم درستی ندارد، برو و تلاش کن تا خود را اصلاح کنی.
دهل زیر گلیم از خلق پنهاننشاید کرد و آتش زیر سرپوش
هوش مصنوعی: نمیتوان کارهای پنهانی و ناپسند را به خوبی پنهان کرد، همانطور که نمیتوان آتش را زیر یک سرپوش مخفی کرد.
بیا ای دوست! ور دشمن ببیندچه خواهد کرد؟ گو «میبین و میجوش»
AI: بیار ای دوست، اگر دشمن ما را ببیند، باید ببیند چه اقداماتی خواهد کرد. پس تو هم تماشا کن و در کنار آن، آماده باش. (تصحیح AI: بیا ای دوست، اگر دشمن ما را ببیند، باید ببیند چه اقداماتی خواهد کرد. به دشمن بگو: پس تو هم تماشا کن و بیقرار شو.)
تو از ما فارغ و ما با تو همراهز ما فریاد میآید، تو خاموش
هوش مصنوعی: تو از ما بیخبر و ما به یاد تو هستیم، در حالی که صدای ما به گوش تو نمیرسد و تو ساکتی.
حدیث حسن خویش از دیگری پرسکه سعدی در تو حیران است و مدهوش
هوش مصنوعی: با دیگران از زیباییهای خود سخن بگو، زیرا سعدی از تو شگفتزده و مجذوب شده است.