غزل شمارهٔ ۳۴۳
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عشق و longing شاعر به معشوقهاش است. شاعر میگوید هیچ شبی نبوده که دل او برای زیبایی معشوقش نخواند و احساساتش را ابراز نکند. حتی اگر معشوق او را فراموش کند، او همچنان به عشقش ادامه میدهد و به امید رستگاری در عشق، دست از تلاش برنمیدارد. شاعر به این نکته اشاره میکند که اگرچه بلبلان در عشق میخوانند، معشوق توجهی به او ندارد و او خود را مانند چراغی میبیند که فقط در نور معشوقش میتواند بدرخشد. در نهایت، او بر این باور است که زیبایی معشوق تنها در نگاه او قابل مشاهده است.
به عمر خویش ندیدم شبی که مرغ دلمنخواند بر گل رویت چه جای بلبل باغ
هوش مصنوعی: در طول زندگیام هیچ شبی نبوده که دلم برای تو نخواند و در این عشق، جای بلبل در باغ تو را نداشته باشد.
تو را فراغت ما گر بود و گر نبودمرا به روی تو از هر که عالمست فراغ
هوش مصنوعی: اگر تو زمانی برای من داری یا نداری، من از هر کسی که در دنیا میداند، تنها به خاطر تو آرامش دارم.
ز درد عشق تو امید رستگاری نیستگریختن نتوانند بندگان به داغ
هوش مصنوعی: از درد عشق تو نمیتوان به رهایی و نجات امیدوار بود، زیرا بندگان نمیتوانند از داغ و رنج عشق فرار کنند.
تو را که این همه بلبل نوای عشق زنندچه التفات بود بر ادای منکر زاغ؟
هوش مصنوعی: به تو که این همه بلبل به عشق تو آواز میخوانند، چه نیازی به توجه به منکر زاغ داری؟
دلیل روی تو هم روی توست سعدی راچراغ را نتوان دید جز به نور چراغ
هوش مصنوعی: اگر به زیبایی و جذبه تو توجه میکنم، به خاطر خود توست. مانند این است که نمیتوان چراغ را بدون روشناییاش دید.