غزل شمارهٔ ۴۳۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و ویژگیهای خاص خود اشاره میکند و با زبانی دلنشین از معشوقهاش میخواهد که او را نادیده نگیرد. شاعر میگوید که اگر او زیبا و خاص است، او نیز دارای خواص و زیباییهایی است که نباید نادیده گرفته شود. او از او میخواهد که برتری خود را به رخ نکشد و انصاف را در نظر بگیرد. شاعر بیان میکند که اگرچند او در ظاهر و ویژگیها کم نیست، عشق و دوستیاش را به عنوان دلیلی بر ارزش خود میبیند. در نهایت، شاعر تأکید میکند که اگرچه ممکن است زیباییها متفاوت باشند، اما هر یک به نوعی ارزشمندند و او نیز در این میان کم نمیآورد.
ای سروبالایِ سهی، کز صورت حال آگهیوز هر که در عالم بهی، ما نیز هم بد نیستیم
هوش مصنوعی: ای سرو بلند و زیبا، تو از حال ما آگاه هستی و بدان که ما نیز در عالم زیبایی کم نداریم.
گفتی «به رنگ من گلی، هرگز نبیند بلبلی»آری نکو گفتی ولی، ما نیز هم بد نیستیم
هوش مصنوعی: تو گفتی که هیچ بلبلی هیچ گلی به رنگ من نخواهد دید. راست گفتی، اما ما هم به نوعی کم از آنها نیستیم.
تا چند گویی «ما و بس»؟ کوته کن ای رعنا و بسنه خود تویی زیبا و بس، ما نیز هم بد نیستیم
هوش مصنوعی: چرا مدام از زیبایی من سخن میگویی؟ ای زیبای دلخواه، لازم نیست اینقدر تاکید کنی. تو تنها زیبایی نمیکنی، بلکه ما هم جایگاه و زیبایی خود را داریم.
ای شاهد هر مجلسی! وآرام جانِ هر کسی!گر دوستان داری بسی، ما نیز هم بد نیستیم
هوش مصنوعی: ای محبوبی که در هر جمعی حاضر هستی و آرامشبخش دل هر کسی هستی، اگر دوستان زیادی داری، ما هم چندان بد نیستیم.
گفتی که «چون من در زمی، دیگر نباشد آدمی»ای جان لطف و مردمی! ما نیز هم بد نیستیم
هوش مصنوعی: تو گفتی که اگر من دیگر در این دنیا نباشم، هیچ انسانی وجود نخواهد داشت. عزیزم، ما هم چنین آدمهای خوبی نیستیم.
گر گلشن خوشبو تویی، ور بلبل خوشگو توییور در جهان نیکو تویی، ما نیز هم بد نیستیم
هوش مصنوعی: اگر تو باغی خوشبو هستی، یا تو بلبل شیرینیگوی هستی، و اگر در این دنیا نیکو و خوب هستی، ما نیز بد نیستیم.
گویی «چه شد کآن سروبن، با ما نمیگوید سخُن؟»گو «بیوفایی پر مکن»، ما نیز هم بد نیستیم
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که سروبن (چمندهی عاشق یا محبوب) دیگر از حال و احوال ما نمیگوید. بیوفایی را متهم نکن، چون ما نیز در این موضوع بینصیب نیستیم و بد نیستیم.
گر تو به حسن افسانهای، یا گوهر یک دانهایاز ما چرا بیگانهای؟ ما نیز هم بد نیستیم
هوش مصنوعی: اگر تو همچون یک افسانه زیبا یا همچون یک جواهر نایاب هستی، پس چرا از ما فاصله گرفتهای؟ ما نیز آدمهای بدی نیستیم.
ای در دلِ ما داغ تو! تا کی فریب و لاغ تو؟گر به بود در باغِ تو، ما نیز هم بد نیستیم
هوش مصنوعی: ای عشق تو در دل ما تا کی باعث درد و رنج ما میشوی؟ اگر در وجود تو خوبی وجود داشته باشد، ما هم در کنار تو بد نیستیم.
باری غرور از سر بنه، وانصاف دردِ من بدهای باغ شفتالو و به! ما نیز هم بد نیستیم
هوش مصنوعی: برای کمی از خودبینی کم کن و به درد من توجه کن. ای باغ شفتالو، ما نیز در این وضعیت خوب نیستیم.
گفتم «تو ما را دیدهای، وز حال ما پرسیدهای»پس چون ز ما رنجیدهای، ما نیز هم بد نیستیم
هوش مصنوعی: گفتم تو ما را دیدهای و از وضعیت ما سوال کردهای، پس چرا از ما ناراحت هستی؟ ما هم که چندان خوب نیستیم.
گفتی «به از من در چگل، صورت نبندد آب و گل»ای سستمهر سختدل! ما نیز هم بد نیستیم
تصحیح AI: تو گفتی: من از نظر ظاهری بهتر از زیبارویان شهر چِگِل هستم و از گِل و آب، بهتر از من نمیتوان نقشی زد؛ اما ای دلسخت و بیمحبت، ما هم بد نیستیم. (AI: تو گفتی که من از نظر ظاهری بهتر از گل و آب هستم، اما آیا دل سخت و بیمحبت من نیز چیزی کم دارد؟)
سعدی گر آن زیباقرین، بگزید بر ما همنشینگو «هر که خواهی برگزین»، ما نیز هم بد نیستیم
تصحیح AI: ای سعدی، اگر آن زیبای خوشسیرت، دیگری را انتخاب کرد و با او نشست، بگو: هر کسی که خواستی انتخاب کن، ما هم انسانهای بدی نیستیم. (AI: ای سعدی، اگر آن زیبای خوشسیرت را انتخاب کردی و با ما نشست، به هر کسی که خواستی بیزحمت انتخاب کن، ما هم انسانهای بدی نیستیم.)