تناجی
سعدی شیرازی

غزل شمارهٔ ۴۸۴

بیا که در غم عشقت مشوشم بی‌توبیا ببین که در این غم چه ناخوشم بی‌تو
شب از فراق تو می‌نالم، ای پری‌رخسار!چو روز گردد گویی در آتشم بی‌تو
دمی تو شربت وصلم نداده‌ای، جانا!همیشه زهر فراقت همی چِشَم بی‌تو
اگر تو با منِ مسکین چنین کنی، جانا!دو پایم از دو جهان نیز درکشم بی‌تو
پیام دادم و گفتم «بیا خوشم می‌دار»جواب دادی و گفتی که «من خوشم بی‌تو»