تناجی
سعدی شیرازی

غزل شمارهٔ ۵۱۴

ای خسته دلم در خم چوگان تو گوییبی‌فایده‌ام پیش تو چون بیهده گویی
ای تیر غم عشق تو هر جا که رسیدهافتاده به زخمش چو کمان پشت دوتویی
هم طرفه ندارم اگرم بازنوازیزیرا که عجب نیست نکویی ز نکویی
سعدی غمش از دست مده گر ندهد دستکی دست دهد در همه آفاق چنویی