غزل شمارهٔ ۶۲۲
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی احساسات و نیازهای انسانی را به تصویر میکشد. شاعر به معشوق خود خطاب میکند و از او درخواست میکند که در رحمتش را بر همه بگشاید. او به عشق و حقیقت اشاره میکند و میگوید که اگر کسی در ظاهر عشق را به صورت مجاز میبیند، به اشتباه است. همچنین شاعر از نصیحتهای بیمورد میگوید و به یادآوری میکند که اگر دلتنگی وجود دارد، دعا باید به خود فرد برگردد. در پایان، به نوعی ابراز ناامیدی میکند که اگر در زندگی، محبت و دوستی وجود نداشته باشد، چرا به برقراری ارتباط و دعوت به مهمانی ادامه میدهیم.
چشم رضا و مرحمت بر همه باز میکنیچون که به بخت ما رسد این همه ناز میکنی
به هرگسی که میرسی با ملایمت و دوستی رفتار می کنی پس چرا وقتی به من میرسی انقدر ناز میکنی؟
ای که نیآزمودهای صورت حال بیدلانعشق حقیقت است اگر حمل مجاز میکنی
هوش مصنوعی: ای کسی که هنوز به درک واقعی دلهای عاشق نرسیدهای، عشق حقیقتی است که اگر به آن با دیدهی مجاز نگاه کنی، معنا مییابد.
ای که نصیحتم کنی «کز پی او دگر مرو»در نظر سبکتکین عیب ایاز میکنی
هوش مصنوعی: هرگز به نصیحتهای تکراری گوش نده و از یاد نبر که نباید بر دیگران عیب بگیری، به ویژه اگر خود وابسته به کسی باشی که در شرایط مشابه قرار دارد.
پیش نماز بگذرد سرو روان و گویدم«قبلهٔ اهل دل منم، سهو، نماز میکنی»
هوش مصنوعی: پیش نماز که فردی است در حال راه رفتن، با طراوت و شاداب به سمت من میآید و میگوید: «من قبلهٔ دلهای اهل ایمان هستم و تو در نماز خود سهلانگاری میکنی.»
دی به امید گفتمش «داعی دولت توام»گفت «دعا به خود بکن گر به نیاز میکنی»
هوش مصنوعی: در یک روز به کسی گفتم که امیدوارم تو را به مقام و جایگاه بالایی برساند. او پاسخ داد که خودت دعا کن، اگر به چیزی نیاز داری.
گفتم «اگر لبت گزم، مِی خورم و شکر مزم»گفت «خوری اگر پزم، قصه دراز میکنی»
هوش مصنوعی: گفتم اگر گزش لب تو شبیه شیرینی باشد، من هم شیرینی را میچشم. او گفت اگر اینگونه است، پس تو برای قصهگویی، داستان طولانیتری را شروع کردهای.
سعدیِ خویش خوانیم پس به جفا برانیمسفره اگر نمینهی در به چه باز میکنی؟
هوش مصنوعی: اگر ما خود را دوست و همراه دیگران بدانیم، اما در عمل به آنها ظلم کنیم، چه فایدهای دارد که در این شرایط بگوییم به پایمان در میآوریم؛ زیرا اگر تو به کمک ما نمیآمدی، چرا درها را باز میکنی؟