تناجی
قدسی مشهدی

شمارهٔ ۱۰

از جا نبرد صحبت اهل هوس مراآتش نیم که تیز کند خار و خس مرا
آمیزشم چو جغد شگون نیست بر کسیگو آشنای خویش مدان هیچ‌کس مرا
هنگام عرض حال ز چین جبین تودر سینه چون حباب گره شد نفس مرا
بر من زمانه منت بال هما نهدافتد به سر چو سایه بال مگس مرا
دنبال کاروان بلا عشق دم‌به‌دمآواز می‌کند به زبان جرس مرا
ای عندلیب نیست مرا بر تو حسرتیگلشن ترا مبارک و کنج قفس مرا