شمارهٔ ۲۰
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از درد و عذاب خودش صحبت میکند و از اینکه درمانی برای مشکلاتش وجود ندارد، ناراحت است. او به زیبایی معشوق اشاره میکند که اشکهایش را به آتش عشق تبدیل کرده و باعث شده که عذابش بیشتر شود. شاعر احساس زیبایی و خجلت دارد و به ستمی که بر او روا داشته شده، میپردازد. او نگران است که مرگ نتواند او را از این حجاب و عذاب رها کند. به طور کلی، شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و رنجهای ناشی از عشق است.
خوشم به درد مکن ای دوا عذاب رامکن مکن که عمارت کند خراب مرا
هوش مصنوعی: به من آسایش نده و دردم را بیشتر نکن، زیرا تو باعث ویرانی من خواهی شد.
چه آتشی تو نمیدانم ای بهشتی رویکه ذوق گریه عشق تو کرد آب مرا
هوش مصنوعی: نمیدانم چه آتش و شوری در وجود توست، ای معشوق زیبا، که اشکهای شوق به یاد عشق تو، آب وجودم را به جوش میآورد.
هجوم گریه نمیدانم اینقدر دانمکه جای بر سر آب است چون حباب مرا
هوش مصنوعی: از شدت غم و اندوه، گریهام بهقدری زیاد است که نمیتوانم آن را توصیف کنم؛ تنها میدانم که مانند حبابی که روی آب نشسته، در حال سرگردانی هستم.
ز شکوه ستمت مردم و همان خجلمبرون نبرد اجل هم از این حجاب مرا
هوش مصنوعی: از عذاب و درد ستم تو مردم در عذابند و من از شرم خجالتزدهام، حتی مرگ هم نتوانسته مرا از این حجاب و وضعیت رها کند.
عنان لطف کشیدی و پایمال نمودسبک عنانی صبر گران رکاب مرا
هوش مصنوعی: تو با لطف و مهربانی خود، مرا به سوی خود کشاندی و صبر و تحمل من را به سادگی زیر پا گذاشتی.
من از قضا به همین خوشدلم که چون قدسینبرد قسمت ازین در به هیچ باب مرا
هوش مصنوعی: من خوشحالم از اینکه به همین خاطر میتوانم از این در به هیچ در دیگری نروم و قسمت من نشده که مثل یک فرشته وارد شوم.