شمارهٔ ۴۳
هوش مصنوعی: این شعر درباره احساسات عمیق عاشقانه و دردهای ناشی از عشق است. شاعر از شوق و امید به وصال سخن میگوید و نشان میدهد که عشق باعث درد و رنج او شده است. او به ساقی اشاره میکند که برایش نوشیدنی میآورد ولی در عین حال در دام کسی افتاده که نه میتواند او را به هلاکت برساند و نه از او دل بکند. در نهایت، شاعر بر این باور است که عشق در هر شرایطی پیروزی و موفقیت را به او میدهد.
آه سحر نتیجه شرر میدهد مرانخل امید بین که چه بر میدهد مرا
هوش مصنوعی: در اوایل صبح، احساس گداز و سوختن در دل من، امیدی که مانند نخل بلندی است، میوهای را به من میدهد که نشانه امید و زندگیام است.
خون میکند غمت جگرم را هزاربارتا یک پیاله خون جگر میدهد مرا
هوش مصنوعی: غمت به قدری دردناک است که بارها و بارها جگرم را میسوزاند، اما در عوض تنها یک پیاله خون جگر به من میبخشد.
بیهوشیام به طرز حریفان بزم نیستساقی می از سبوی دگر میدهد مرا
هوش مصنوعی: احساسم به گونهای نیست که با دوستان دور هم نشسته باشید، بلکه این بار، میخواهم از کسی دیگر شراب بگیرم.
افتادهام به دام کسی کز غرور حسننه میکند هلاک و نه سر میدهد مرا
هوش مصنوعی: در دام کسی گرفتار شدهام که به خاطر زیباییهای خود نه به من آسیب میزند و نه به من بیاعتنایی میکند.
قدسی شود چو معرکه رستخیز، گرمدل بد مکن که عشق ظفر میدهد مرا
هوش مصنوعی: وقتی که روز قیامت فرا برسد و همه چیز رنگ و بوی مقدس بگیرد، نگران نباش و دلشکسته نباش، چون عشق به من پیروزی خواهد داد.